تبلیغات
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (علیه السلام)
 
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (علیه السلام)
سه شنبه بیست و یکم خردادماه سال 1392


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه بیست و یکم خردادماه سال 1392
http://uploadtak.com/images/c938_DSC00312.jpg

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
1 - عبادت مكرمین را كه ملائكه هستند به زوار امام حسین علیه السلام عنایت مى فرمایند . 2 - عبادت مصطفین را كه انبیاء هستند . 3 - با انبیاء و اوصیاء همنشین مى شوند . 4 - سر سفره انبیاء و اوصیاء مى نشیند و با آنها طعام مى خورد . 5 - پیامبران با او مصافحه مى كنند . 6 - هم صحبت با پیامبران مى شود . 7 - خداوند به زوار امام حسین علیه السلام مباهات مى كند . 8 - خداوند به زوار امام حسین علیه السلام نظر رحمت مى كند . 9 - دلیل محبت امام حسین علیه السلام هستند . 10 - مورد دعاى پیامبران و اوصیاء و اولیاء و ائمه هستند . 11 - سلام خدا و ملائكه و پیامبران بر آنها است . 12 - با مراتب عباد صالحین و مخلصین و مؤ منین و متقین و زاهدین و خائفین . . . است . 13 - جمیع عباداتش مقبول است از نماز و روزه و حج و جهاد . . . . 14 - مرابطه و وقف و صدقه و آداب مستحبه او قبول است . 15 - ثواب اعلاء درجات نیت خالص به او خواهند داد . 16 - ثواب عبادات تمام عمر بلكه تمام دهر را به او خواهند داد . 17 - تمام گناهانش آمرزیده مى شود . 18 - تمام گناهان پدر و مادر و دوستانش آمرزیده مى شود . 19 - محدث خدا در عرش است . 20 - در علیّین اسمش مسطور مى شود . 21 - مورد خطاب و نداى پروردگار قرار مى گیرد . 22 - ثواب جهاد و شركت در ركاب امام حسین علیه السلام به او مى دهند . 23 - شریك در اعمال شهداى كربلا است . 24 - ثواب در خون غلطیدن در راه خدا را به او مى دهند . 25 - اگر شقى باشد سعید مى شود . 26 - از كرّوبین شمرده مى شود . 27 - از یاوران حضرت زهرا(علیهاالسلام ) مى باشد . 28 - اعضاى او از صورت و چشم و قلب محل دعاى امام صادق علیه السلام است . 29 - در روز قیامت شافع است . 30 - از باب الحسین وارد مى شود . 31 - از آب كوثر به او مى خورانند . 32 - ملائكه او را بدرقه مى كنند . 33 - ملائكه به تشییع جنازه او مى آیند . 34 - عزائیل با او مدارا مى كند . 35 - ملائكه بر جنازه او نماز مى خوانند . 36 - وارد بهشت مى شود . 37 - مقرب و هم صحبت الهى مى گردد . 38 - فوز به وصال حورالعین مى شود . 39 - پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله به زیارت او مى آید . 40 - شامل دعا و محبت و احترام و اكرام پیغمبر و اهلبیت مخصوصاحضرت زهرا (علیهم صلوات الله ) میگردد . و ما در اینجا قطره اى از دریاى بیكران فضائل زیارت امام حسین علیه السلام را آورده ایم كه انشاءاللّه خوانندگان محترم از آن استفاده هاى فراوان نمایند و این حقیر بى بضاعت را از دعاى خیر خودشان فراموش نفرمایند و انشاءاللّه این مجموعه مورد قبول درگاه حق قرار گرفته و هدیه ایست به ساحت مقدس امام زمان علیه السلام و ثوابش نثار ارواح طیبه مؤ منین و علماء و فضلا و امام راحل (ره ) و شهداء و برادر عزیزم آشیخ احمد میر خلف زاده گردد . ریزه خوار و روضه خوان حضرت ابى عبداللّه الحسین علیه السلام ** على میر خلف زاده .

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه نهم خردادماه سال 1392


 

دومین فرزند برومند حضرت علی و(1) در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت فاطمه ، که درود خدا بر ایشان باد، در خانه وحی و ولایت چشم به جهان گشود.

چون خبر ولادتش به پیامبر گرامی اسلام (ص ) رسید، به خانه حضرت علی (ع ) و فاطمه را فرمود تا کودکش را بیاورد. اسما او را در پارچه ای سپید (2) (س ) آمد و اسما پیچید و خدمت رسول اکرم (ص ) برد، آن گرامی به گوش راست او اذان و به گوش چپ (3) او اقامه گفت . به روزهای اول یا هفتمین روز ولادت با سعادتش ، امین وحی الهی ، جبرئیل ، فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد ای رسول خدا، این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون (شبیر) چون علی برای تو بسان هارون (5) که به عربی (حسین ) خوانده می شود نام بگذار. (4)برای  موسی بن عمران است ، جز آن که تو خاتم پیغمبران هستی .
و به این ترتیب نام پرعظمت "حسین " از جانب پروردگار، برای دومین فرزند فاطمه (س ) انتخاب شد. به روز هفتم ولادتش ، فاطمه زهرا که سلام خداوند بر او باد، گوسفندی را برای  کشت ، و سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موی سر او (6) فرزندش به عنوان عقیقه (7) نقره صدقه داد.
 

حسین (ع ) و پیامبر (ص )
از ولادت حسین بن علی (ع ) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص ) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفی که پیامبر راستین اسلام (ص ) درباره حسین (ع ) ابراز می داشت ، به بزرگواری  و مقام شامخ پیشوای سوم آگاه شدند. سلمان فارسی می گوید: دیدم که رسول خدا (ص ) حسین (ع ) را بر زانوی  خویش نهاده او را می بوسید و می فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانی ، تو امام و پسر امام و پدر امامان هستی ، تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهای خدایی که نه نفرند و خاتم ایشان ، (8) قائم ایشان (امام زمان "عج ") می باشد.
انس بن مالک روایت می کند: وقتی از پیامبر پرسیدند کدام یک از اهل بیت خود را بیشتر دوست می داری ، فرمود:
بارها رسول گرامی حسن (ع ) و حسین (ع ) را به سینه می فشرد و (9) حسن و حسین را، (10) آنان را می بویید و می بوسید. ابوهریره که از مزدوران معاویه و از دشمنان خاندان امامت است ، در عین حال اعتراف می کند که : "رسول اکرم را دیدم که حسن و حسین را بر شانه های  خویش نشانده بود و به سوی ما می آمد، وقتی به ما رسید فرمود هر کس این دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست (11) داشته ، و هر که با آنان دشمنی ورزد با من دشمنی نموده است .
عالی ترین ، صمیمی ترین و گویاترین رابطه معنوی و ملکوتی بین پیامبر و حسین را می توان در این جمله رسول گرامی  اسلام (ص ) خواند که فرمود: "حسین از من و من از (12) حسینم

حسین (ع ) با پدر
شش سال از عمرش با پیامبر بزرگوار سپری شد، و آن گاه که رسول خدا (ص ) چشم ازجهان فروبست و به لقای پروردگار شتافت ، مدت سی سال با پدر زیست . پدری که جز به انصاف حکم نکرد، و جز به طهارت و بندگی  نگذرانید، جز خدا ندید و جز خدا نخواست و جز خدا نیافت . پدری که در زمان حکومتش لحظه ای او را آرام نگذاشتند،همچنان که به هنگام غصب خلافتش جز به آزارش برنخاستند. در تمام این مدت ، با دل و جان از اوامر پدر اطاعت می کرد، و در چند سالی که حضرت علی (ع ) متصدی خلافت ظاهری شد، حضرت حسین (ع ) در راه پیشبرد اهداف اسلامی ، مانند یک سرباز فداکار همچون برادر بزرگوارش می کوشید، و در جنگهای  "جمل "، "صفین " و "نهروان " شرکت و به این ترتیب ، از پدرش امیرالمؤمنین (ع ) و دین خدا حمایت کرد و (13) داشت . حتی گاهی در حضور جمعیت به غاصبین خلافت اعتراض می کرد.
در زمان حکومت عمر، امام حسین (ع ) وارد مسجد شد، خلیفه دوم را بر منبر رسول الله (ص ) مشاهده کرد که سخن می گفت . بلادرنگ از منبر بالا رفت و فریاد زد: "از منبر (14) پدرم فرود آی ....


امام حسین (ع ) با برادر
پس از شهادت حضرت علی (ع )، به فرموده رسول خدا (ص ) و وصیت امیرالمؤمنین (ع )مامت و رهبری شیعیان به حسن بن علی (ع )، فرزند بزرگ امیرالمؤمنین (ع )، منتقل گشت و بر همه مردم واجب و لازم آمد که به فرامین پیشوایشان امام حسن (ع ) گوش فرادارند. امام حسین (ع ) که دست پرورد وحی محمدی و ولایت علوی بود، همراه و همکار و همفکر برادرش بود. چنان که وقتی بنا بر مصالح اسلام و جامعه مسلمانان و به دستور خداوند بزرگ ، امام حسن (ع ) مجبور شد که با معاویه صلح کند و آن همه ناراحتیها را تحمل نماید، امام حسین (ع ) شریک رنجهای برادر بود و چون می دانست که این صلح به صلاح اسلام و مسلمین معاویه ، در حضور امام حسن (ع ) وامام حسین (ع ) دهان آلوده اش را به بدگویی  نسبت به امام حسن (ع ) و پدر بزرگوارشان امیرمؤمنان (ع ) گشود، امام حسین (ع ) به دفاع برخاست تا سخن در گلوی  معاویه بشکند و سزای ناهنجاریش را به کنارش بگذارد، ولی امام حسن (ع ) او را به سکوت و خاموشی فراخواند، امام حسین (ع ) پذیرا شد و به جایش بازگشت ، آن گاه امام حسن (ع ) خود به پاسخ معاویه (15) برآمد، و با بیانی رسا و کوبنده خاموشش ساخت .


امام حسین (ع ) در زمان معاویه
چون امام حسن (سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) از دنیا رحلت فرمود، به گفته رسول خدا (ص ) و امیرالمؤمنین (ع ) و وصیت حسن بن علی (ع ) امامت و رهبری شیعیان به امام حسین (ع ) منتقل شد و از طرف خدا مأمور رهبری جامعه گردید. امام حسین (ع ) می دید که معاویه با اتکا به قدرت اسلام ، بر اریکه حکومت اسلام به ناحق تکیه زده ، سخت مشغول تخریب اساس جامعه اسلامی  و قوانین خداوند است ، و از این حکومت پوشالی مخرب به سختی رنج می برد، ولی نمی توانست دستی فراز آورد و قدرتی فراهم کند تا او را از جایگاه حکومت اسلامی پایین بکشد، چنانچه برادرش امام حسن (ع ) نیز وضعی مشابه او داشت .
امام حسین (ع ) می دانست اگر تصمیمش را آشکار سازد و به سازندگی قدرت بپردازد، پیش از هر جنبش و حرکت مفیدی به قتلش می رساند، ناچار دندان بر جگر نهاد و صبر را پیشه ساخت که اگر برمی خاست ، پیش از اقدام به دسیسه کشته می شد، و از این کشته شدن هیچ نتیجه ای گرفته نمی شد.
بنابراین تا معاویه زنده بود، چون برادر زیست و علم مخالفتهای بزرگ نیفراخت ، جز آن که گاهی محیط و حرکات و اعمال معاویه را به باد انتقاد می گرفت و مردم را به آینده نزدیک امیدوار می ساخت که اقدام مؤثری خواهد نمود. و در تمام طول مدتی  که معاویه از مردم برای ولایت عهدی یزید، بیعت می گرفت ، حسین به شدت با او مخالفت کرد، و هرگز تن به بیعت یزید نداد و ولی عهدی او را نپذیرفت و حتی گاهی  (16) سخنانی  تند به معاویه گفت و یا نامه ای کوبنده برای او نوشت .
معاویه هم در بیعت گرفتن برای یزید، به او اصراری نکرد و امام (ع ) همچنین بود و ماند تا معاویه درگذشت ...


قیام حسینی
یزید پس از معاویه بر تخت حکومت اسلامی تکیه زد و خود را امیرالمؤمنین خواند،و برای این که سلطنت ناحق و ستمگرانه اش را تثبیت کند، مصمم شد برای نامداران و شخصیتهای اسلامی پیامی بفرستد و آنان را به بیعت با خویش بخواند. به همین منظور، نامه ای به حاکم مدینه نوشت و در آن یادآور شد که برای من از حسین (ع ) بیعت بگیر و اگر مخالفت نمود بقتلش برسان . حاکم این خبر را به امام حسین (ع ) رسانید و جواب مطالبه نمود. امام حسین (ع ) چنین فرمود:
"انا لله و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذا بلیت الامة براع مثل (17) یزید آن گاه که افرادی چون یزید، (شراب خوار و قمارباز و بی ایمان و ناپاک که حتی  ظاهر اسلام را هم مراعات نمی کند) بر مسند حکومت اسلامی بنشیند، باید فاتحه اسلام را خواند. (زیرا این گونه زمامدارها با نیروی اسلام و به نام اسلام ، اسلام را از بین می برند.)
امام حسین (ع ) می دانست اینک که حکومت یزید را به رسمیت نشناخته است ، اگر در مدینه بماند به قتلش می رسانند، لذا به امر پروردگار، شبانه و مخفی از مدینه به سوی مکه حرکت کرد. آمدن آن حضرت به مکه ، همراه با سرباز زدن او از بیعت یزید، در بین مردم مکه و مدینه انتشار یافت ، و این خبر تا به کوفه هم رسید. کوفیان از امام حسین (ع ) که در مکه بسر می برد دعوت کردند تا به سوی آنان آید و زمامدار امورشان باشد. امام (ع ) مسلم بن عقیل ، پسر عموی خویش را به کوفه فرستاد تا حرکت و واکنش اجتماع کوفی را از نزدیک ببیند و برایش بنویسد. مسلم به کوفه رسید و با استقبال گرم و بی سابقه ای روبرو شد، هزاران نفر به عنوان نایب امام (ع ) با او بیعت کردند، و مسلم هم نامه ای  به امام حسین (ع ) نگاشت و حرکت فوری امام (ع ) را لازم گزارش داد.
هر چند امام حسین (ع ) کوفیان را به خوبی می شناخت ، و بی وفایی  و بی دینی شان را در زمان حکومت پدر و برادر دیده بود و می دانست به گفته ها و بیعتشان با مسلم نمی توان اعتماد کرد، و لیکن برای اتمام حجت و اجرای اوامر پروردگار تصمیم گرفت که به سوی کوفه حرکت کند.
با این حال تا هشتم ذی حجه ، یعنی روزی  که همه مردم مکه عازم رفتن به "منی " بودند و هر کس در راه مکه جا مانده بود با عجله تمام می خواست خود را به مکه (18) برساند، آن حضرت در مکه ماند و در چنین روزی با اهل بیت و یاران خود، از مکه به طرف عراق خارج شد و با این کار هم به وظیفه خویش عمل کرد و هم به مسلمانان جهان فهماند که پسر پیغمبر امت ، یزید را به رسمیت نشناخته و با او بیعت نکرده ، بلکه علیه او قیام کرده است .
یزید که حرکت مسلم را به سوی کوفه دریافته و از بیعت کوفیان با او آگاه شده بود، ابن زیاد را (که از پلیدترین یاران یزید و از کثیفترین طرفداران حکومت بنی امیه بود) به کوفه فرستاد. ابن زیاد از ضعف ایمان و دورویی و ترس مردم کوفه استفاده نمود و با تهدید ارعاب ، آنان را از دور و بر مسلم پراکنده ساخت ، و مسلم به تنهایی با عمال ابن زیاد به نبرد پرداخت ، و پس از جنگی دلاورانه و شگفت ، با شجاعت شهید شد.
(سلام خدا بر او باد). و ابن زیاد جامعه دورو و خیانتکار و بی ایمان کوفه را علیه امام حسین (ع ) برانگیخت ، و کار به جایی رسید که عده ای از همان کسانی که برای امام (ع ) دعوت نامه نوشته بودند، سلاح جنگ پوشیدند و منتظر ماندند تا امام حسین (ع ) از راه برسد و به قتلش برسانند.
امام حسین (ع ) از همان شبی که از مدینه بیرون آمد، و در تمام مدتی که در مکه اقامت گزید، و در طول راه مکه به کربلا، تا هنگام شهادت ، گاهی به اشاره ، گاهی به اعلان می داشت که : "مقصود من از حرکت ، رسوا ساختن حکومت ضد اسلامی یزید و صراحت ، برپاداشتن امر به معروف و نهی از منکر و ایستادگی در برابر ظلم و ستمگری است و جز حمایت قرآن و زنده داشتن دین محمدی هدفی ندارم .
و این مأموریتی بود که خداوند به او واگذار نموده بود، حتی اگر به کشته شدن خود و اصحاب و فرزندان و اسیری خانواده اش اتمام پذیرد. رسول گرامی (ص ) و امیرمؤمنان (ع) و حسن بن علی (ع ) پیشوایان پیشین اسلام ، شهادت امام حسین (ع ) را بارها بیان فرموده بودند. حتی در هنگام ولادت امام حسین (ع )، و خود امام حسین (ع ) به (19) رسول گرانمایه اسلام (ص ) شهادتش را تذکر داده بود.
علم امامت می دانست که آخر این سفر به شهادتش می انجامد، ولی او کسی نبود که در برابر دستور آسمانی  و فرمان خدا برای جان خود ارزشی قائل باشد، یا از اسارت خانواده اش واهمه ای  به دل راه دهد. او آن کس بود که بلا را کرامت و شهادت را سعادت می پنداشت . (سلام ابدی خدا بر او باد) .
خبر "شهادت حسین (ع ) در کربلا" به قدری در اجتماع اسلامی مورد گفتگو واقع شده بود که عامه مردم از پایان این سفر مطلع بودند. چون جسته و گریخته ، از رسول الله (ص ) و امیرالمؤمنین (ع ) و امام حسن بن علی (ع ) و دیگر بزرگان صدر اسلام شنیده بودند. بدینسان حرکت امام حسین (ع ) با آن درگیریها و ناراحتیها احتمال کشته شدنش را در اذهان عامه تشدید کرد. بویژه که خود در طول راه می فرمود: "من کان باذلا فینا مهجته (20) و موطنا علی لقاء الله نفسه فلیرحل معنا.
هر کس حاضر است در راه ما از جان خویش بگذرد و به ملاقات پروردگار بشتابد، همراه ما بیاید. و لذا در بعضی از دوستان این توهم پیش آمد که حضرتش را از این سفر منصرف سازند.
غافل از این که فرزند علی  بن ابی طالب (ع ) امام و جانشین پیامبر، و از دیگران به وظیفه خویش آگاهتر است و هرگز از آنچه خدا بر عهده او نهاده دست نخواهد کشید.
باری امام حسین (ع ) با همه این افکار و نظریه ها که اطرافش را گرفته بود به راه خویش ادامه داد، و کوچکترین خللی در تصمیمش راه نیافت .
سرانجام ، رفت ، و شهادت را دریافت . نه خود تنها، بلکه با اصحاب و فرزندان که هر یک ستاره ای درخشان در افق اسلام بودند، رفتند و کشته شدند، و خونهایشان شنهای گرم دشت کربلا را لاله باران کرد تا جامعه مسلمانان بفهمد یزید (باقی مانده بسترهای  گناه آلود خاندان امیه ) جانشین رسول خدا نیست ، و اساسا اسلام از بنی امیه و بنی امیه از اسلام جداست .
راستی هرگز اندیشیده اید اگر شهادت جانگداز و حماسه آفرین حسین (ع ) به وقوع نمی پیوست و مردم یزید را خلیفه پیغمبر (ص ) می دانستند، و آن گاه اخبار دربار یزید و شهوترانیهای او و عمالش را می شنیدند، چقدر از اسلام متنفر می شدند، زیرا اسلامی که خلیفه پیغمبرش یزید باشد، به راستی نیز تنفرآور است ... و خاندان پاک حضرت امام حسین (ع ) نیز اسیر شدند تا آخرین رسالت این شهادت را به گوش مردم برسانند. و شنیدیم و خواندیم که در شهرها، در بازارها، در مسجدها، در بارگاه متعفن پسر زیاد و دربار نکبت بار یزید، هماره و همه جا دهان گشودند و فریاد زدند، و پرده زیبای  فریب را از چهره زشت و جنایتکار جیره خواران بنی امیه برداشتند و ثابت کردند که یزید سگ باز وشرابخوار است ، هرگز لیاقت خلافت ندارد و این اریکه ای که او بر آن تکیه زده جایگاه او نیست . سخنانشان رسالت شهادت حسینی را تکمیل کرد، طوفانی  در جانها برانگیختند، چنان که نام یزید تا همیشه مترادف با هر پستی و رذالت و دناءت گردید و همه آرزوهای طلایی و شیطانیش چون نقش بر آب گشت . نگرشی  ژرف می خواهد تا بتوان بر همه ابعاد این شهادت عظیم و پرنتیجه دست یافت .
از همان اوان شهادتش تا کنون ، دوستان و شیعیانش ، و همه آنان که به شرافت و عظمت انسان ارج می گذارند، همه ساله سالروز به خون غلتیدنش را، سالروز قیام و شهادتش را با سیاه پوشی  و عزاداری محترم می شمارند، و خلوص خویش را با گریه بر مصایب آن بزرگوار ابراز می دارند. پیشوایان مآل اندیش و معصوم ما، هماره به واقعه کربلا و به زنده داشتن آن عنایتی خاص داشتند.
غیر از این که خود به زیارت مرقدش می شتافتند و عزایش را بر پا می داشتند، در فضیلت عزاداری و محزون بودن برای آن بزرگوار، گفتارهای متعددی ایراد فرموده اند. ابوعماره گوید: "روزی به حضور امام ششم صادق آل محمد (ع ) رسیدم ، فرمود اشعاری در سوگواری حسین برای ما بخوان . وقتی شروع به خواندن نمودم صدای گریه حضرت برخاست ، من می خواندم و آن عزیز می گریست ، چندان که صدای گریه از خانه برخاست .
بعد از آن که اشعار را تمام کردم ، امام (ع ) در فضلیت و ثواب مرثیه و گریاندن مردم بر امام (21) حسین (ع ) مطالبی بیان فرمود و نیز از آن جناب است که فرمود: "گریستن و بی تابی کردن در هیچ مصیبتی شایسته (22) نیست مگر در مصیبت حسین بن علی ، که ثواب و جزایی گرانمایه دارد.
باقرالعلوم ، امام پنجم (ع ) به محمد بن مسلم که یکی از اصحاب بزرگ او است فرمود: "به شیعیان ما بگویید که به زیارت مرقد حسین بروند، زیرا بر هر شخص باایمانی که (23) به امامت ما معترف است ، زیارت قبر اباعبدالله لازم می باشد.
امام صادق (ع ) می فرماید: "ان زیارة الحسین علیه السلام افضل ما یکون من الاعمال . (24) همانا زیارت حسین (ع ) از هر عمل پسندیده ای ارزش و فضیلتش بیشتر است .
زیرا که این زیارت در حقیقت مدرسه بزرگ و عظیم است که به جهانیان درس ایمان و عمل صالح می دهد و گویی  روح را به سوی ملکوت خوبیها و پاکدامنیها و فداکاریها پرواز می دهد. هر چند عزاداری و گریه بر مصایب حسین بن علی (ع )، و مشرف شدن به زیارت قبرش و بازنمایاندن تاریخ پرشکوه و حماسه ساز کربلایش ارزش و معیاری والا دارد، لکن باید دانست که نباید تنها به این زیارتها و گریه ها و غم گساریدن اکتفا کرد، بلکه همه این تظاهرات ، فلسفه دین داری ، فداکاری و حمایت از قوانین آسمانی را به ما گوشزد می نماید، و هدف هم جز این نیست ، و نیاز بزرگ ما از درگاه حسینی آموختن انسانیت و خالی بودن دل از هر چه غیر از خداست می باشد، و گرنه اگر فقط به صورت ظاهر قضیه بپردازیم ، هدف مقدس حسینی به فراموشی می گراید.


اخلاق و رفتار امام حسین (ع )
با نگاهی  اجمالی به 56سال زندگی سراسر خداخواهی و خداجویی  حسین (ع )، درمی یابیم که هماره وقت او به پاکدامنی  و بندگی و نشر رسالت احمدی و مفاهیم عمیقی والاتر از درک و دید ما گذشته است . اکنون مروری  کوتاه به زوایای زندگانی آن عزیز، که پیش روی ما است :
جنابش به نماز و نیایش با پروردگار و خواندن قرآن و دعا و استغفار علاقه بسیاری  و حتی در آخرین شب (25) داشت . گاهی در شبانه روز صدها رکعت نماز می گزاشت .
زندگی دست از نیاز و دعا برنداشت ، و خوانده ایم که از دشمنان مهلت خواست تا بتواند با خدای خویش به خلوت بنشیند. و فرمود: "خدا می داند که من نماز و تلاوت (26) قرآن و دعای زیاد و استغفار را دوست دارم  (27) حضرتش بارها پیاده به خانه کعبه شتافت و مراسم حج را برگزار کرد.
ابن اثیر در کتاب "اسد الغابة " می نویسد: "کان الحسین رضی الله عنه فاضلا کثیر الصوم و الصلوة و الحج و الصدقة و افعال (28) الخیر جمیعها. حسین (ع ) بسیار روزه می گرفت و نماز می گزارد و به حج می رفت و صدقه می داد و همه کارهای پسندیده را انجام می داد.
شخصیت حسین بن علی  (ع ) آنچنان بلند و دور از دسترس و پرشکوه بود که وقتی با برادرش امام مجتبی (ع ) پیاده به کعبه می رفتند، همه بزرگان و شخصیتهای اسلامی به (29) احترامشان از مرکب پیاده شده ، همراه آنان راه می پیمودند.
احترامی که جامعه برای  حسین (ع ) قائل بود، بدان جهت بود که او با مردم زندگی  می کرد - از مردم و معاشرتشان کناره نمی جست - با جان جامعه هماهنگ بود، چونان دیگران از مواهب و مصائب یک اجتماع برخوردار بود، و بالاتر از همه ایمان بی تزلزل او به خداوند، او را غم خوار و یاور مردم ساخته بود.
و گرنه ، او نه کاخهای مجلل داشت و نه سربازان و غلامان محافظ، و هرگز مثل جباران راه آمد و شد را به گذرش بر مردم نمی بستند، و حرم رسول الله (ص ) را برای او خلوت نمی کردند... این روایت یک نمونه از اخلاق اجتماعی اوست ، بخوانیم :
روزی از محلی عبور می فرمود، عده ای از فقرا بر عباهای پهن شده شان نشسته بودند و نان پاره های خشکی  می خوردند، امام حسین (ع ) می گذشت که تعارفش کردند و او هم پذیرفت ، نشست و تناول فرمود و آن گاه بیان داشت : "ان الله لا یحب المتکبرین "، خداوند متکبران را دوست نمی دارد. (30)
پس فرمود: "من دعوت شما را اجابت کردم ، شما هم دعوت مرا اجابت کنید.
آنها هم دعوت آن حضرت را پذیرفتند و همراه جنابش به منزل رفتند. حضرت دستور داد و بدین ترتیب پذیرایی گرمی  (31) هر چه در خانه موجود است به ضیافتشان بیاورند، از آنان به عمل آمد، و نیز درس تواضع و انسان دوستی را با عمل خویش به جامعه آموخت .
شعیب بن عبدالرحمن خزاعی  می گوید: "چون حسین بن علی (ع ) به شهادت رسید، بر پشت مبارکش آثار پینه مشاهده کردند، علتش را از امام زین العابدین (ع ) پرسیدند، فرمود این پینه ها اثر کیسه های  غذایی است که پدرم شبها به دوش می کشید و به خانه (32) زنهای  شوهرمرده و کودکان یتیم و فقرا می رسانید.
شدت علاقه امام حسین (ع ) را به دفاع از مظلوم و حمایت از ستم دیدگان می توان در داستان "ارینب وهمسرش عبدالله بن سلام " دریافت ، که اجمال و فشرده اش را در این جا متذکر می شویم : یزید به زمان ولایت عهدی ، با این که همه نوع وسایل شهوترانی و کام جویی و کامروایی از قبیل پول ، مقام ، کنیزان رقاصه و... در اختیار داشت ، چشم ناپاک و هرزه اش را به بانوی شوهردار عفیفی دوخته بود.
پدرش معاویه به جای این که در برابر این رفتار زشت و ننگین عکس العمل کوبنده ای  نشان دهد، با حیله گری  و دروغ پردازی و فریبکاری ، مقدماتی فراهم ساخت تا زن پاکدامن مسلمان را از خانه شوهر جدا ساخته به بستر گناه آلوده پسرش یزید بکشاند. حسین بن علی (ع ) از قضیه باخبر شد، در برابر این تصمیم زشت ایستاد و نقشه شوم معاویه را نقش بر آب ساخت و با استفاده از یکی از قوانین اسلام ، زن را به شوهرش عبدالله بن سلام بازگرداند و دست تعدی و تجاوز یزید را از خانواده مسلمان و پاکیزه ای قطع نمود و با این کار همت و غیرت الهی اش را نمایان و علاقه مندی خود را به حفظ نوامیس جامعه مسلمانان ابراز داشت ، و این رفتار داستانی شد که در مفاخر آل علی (ع ) و دناءت و ستمگری بنی امیه ، برای همیشه در تاریخ به یادگار (33) ماند.
علائلی در کتاب "سمو المعنی " می نویسد:
"ما در تاریخ انسان به مردان بزرگی برخورد می کنیم که هر کدام در جبهه و جهتی  عظمت و بزرگی خویش را جهان گیر ساخته اند، یکی در شجاعت ، دیگری در زهد، آن دیگری در سخاوت ، و... اما شکوه و بزرگی امام حسین (ع ) حجم عظیمی است که ابعاد بی نهایتش هر یک مشخص کننده یک عظمت فراز تاریخ است ، گویا او جامع همه (34) والاییها و فرازمندیها است .
 آری ، مردی که وارث بی کرانگی  نبوت محمدی است ، مردی که وارث عظمت عدل و مروت پدری چون حضرت علی  (ع ) است و وارث جلال و درخشندگی فضیلت مادری چون حضرت فاطمه (س ) است ، چگونه نمونه برتر و والای عظمت انسان و نشانه آشکار فضیلتهای خدایی نباشد. درود ما بر او باد که باید او را سمبل اعمال و کردارمان قرار دهیم .
امام حسین (ع ) و حکایت زیستن و شهادتش و لحن گفتارش و ابعاد کردارش نه تنها نمونه یک بزرگ مرد تاریخ را برای ما مجسم می سازد، بلکه او با همه خویشتن ، آیینه تمام نمای فضیلتها، بزرگ منشیها، فداکاریها، جان بازیها، خداخواهیها وخداجوییها می باشد، او به تنهایی  می تواند جان را به لاهوت راهبر باشد و سعادت بشریت را ضامن گردد. بودن و رفتنش ، معنویت و فضیلتهای انسان را ارجمند نمود.

پی نوشتها:

در سال و ماه و روز ولادت امام حسین (ع ) اقوال دیگری هم گفته شده است ، ولی  (1)
ما قول مشهور بین شیعه را نقل کردیم . ر. به . ک . اعلام الوری طبرسی ، ص .213
احتمال دارد منظور از اسما، دختر یزید بن سکن انصاری باشد. ر. به . ک . اعیان (2)
الشیعه ، جزء ,11 ص .167
امالی شیخ طوسی ، ج 1، ص .377 (3)
شبر بر وزن حسن ، و شبیر بر وزن حسین ، و مبشر بر وزن محسن ، نام پسران هارون (4)
بوده است و پیغمبر اسلام (ص ) فرزندان خود حسن و حسین و محسن را به این سه نام
نامیده است - تاج العروس ، ج 3، ص ,389 این سه کلمه در زبان عبری همان معنی را
دارد که حسن و حسین و محسن در زبان عربی دارد - لسان العرب ، ج ,66 ص .60
معانی الاخبار، ص .57 (5)
در منابع اسلامی درباره عقیقه سفارش فراوان شده و برای سلامتی فرزند بسیار (6)
مؤثر دانسته شده است . ر. به . ک . وسائل الشیعه ، ج ,15 ص 143به بعد.
کافی ، ج 6، ص .33 (7)
مقتل خوارزمی ، ج 1، ص 146- کمال الدین صدوق ، ص .152 (8)
سنن ترمذی ، ج 5، ص .323 (9)
ذخائر العقبی ، ص .122 (10)
الاصابه ، ج ,11 ص .30 (11)
سنن ترمذی ، ج 5، ص 324- در این قسمت روایاتی که در کتابهای اهل تسنن آمده (12)
است نقل شد تا برای آنها هم سندیت داشته باشد.
الاصابه ، ج 1، ص .333 (13)
تذکرة الخواص ابن جوزی ، ص 34- الاصابه ، ج 1، ص ,333 آن طور که بعضی از (14)
مورخین گفته اند این موضوع تقریبا در سن ده سالگی امام حسین (ع ) اتفاق افتاده
است .
ارشاد مفید، ص .173 (15)
رجال کشی ، ص 94- کشف الغمة ، ج 2، ص .206 (16)
مقتل خوارزمی ، ج 1، ص 184- لهوف ، ص .20 (17)
روز هشتم ماه ذیحجه مستحب است که حاجیها به "منی " بروند، و در آن زمان به (18)
این حکم استحبابی عمل می کردند، ولی در زمان ما مرسوم شده است که از روز هشتم
یکسره به عرفات می روند.
کامل الزیارات ، ص 68به بعد - مشیر الاحزان ، ص 9. (19)
لهوف ، ص .53 (20)
کامل الزیارات ، ص .105 (21)
کامل الزیارات ، ص .101 (22)
کامل الزیارات ، ص .121 (23)
کامل الزیارات ، ص .147 (24)
عقد الفرید، ج 3، ص .143 (25)
ارشاد مفید، ص .214 (26)
مناقب ابن شهرآشوب ، ج 3، ص 224- اسد الغابة ، ج 2، ص .20 (27)
اسد الغابة ، ج 2، ص .20 (28)
ذکری  الحسین ، ج 1، ص ,152 به نقل از ریاض الجنان ، چاپ بمبک ی ، ص 241- (29)
انساب الاشراف .
سوره نحل ، آیه .22 (30)
تفسیر عیاشی ، ج 2، ص .257 (31)
مناقب ، ج 2، ص .222 (32)
الامامة والسیاسة ، ج 1، ص 253به بعد. (33)
از کتاب سمو المعنی ، ص 104به بعد، نقل به معنی شده است . (34)


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بسم الله الرحمن الرحیم

 

ثواب استثنایى زیارت امام حسین علیه السلام

 

از جمله عطاهایى كه خداى متعال فقط به امام حسین (علیه السلام)داده، به زیارت ایشان مربوط مى شود. بدین معنا كه زیارت ایشان حتى در حالت ترس نیز استحباب دارد وچه بسا ثواب آن دوچندان مى شود. در حالى كه حج با همه عظمتى كه دارد، مشروط به خالى بودن مسیر از خوف وخطر است وجمع فراوانى از فقها فرموده اند كه اگر شخصى بدون اعتنا به این شرط حج بگزارد وطى راه خطرى متوجه او شود، حج او صحیح نیست. برخى پا را از این هم فراتر نهاده وفرموده اند : اگر راه توأم با خوف وخطر باشد ولى شخص به سلامت به حج برود، حج او صحیح نخواهد بود؛ زیرا چنین شخصى به این شرط كه یكى از شروط استطاعت است اعتنا نكرده است. روشن است كه مفهوم استطاعت فقط ناظر به استطاعت مالى نیست وامنیت راه را نیز شامل مى شود ودر حالاتى كه راه ایمن نیست استطاعت حاصل نمى شود.
اما زیارت امام حسین (علیه السلام) حتى در حال خوف وترس استحباب دارد ونسبت به آن سفارش شده است. در طى تاریخ با این كه زمامداران ستمگر، زائران حرم حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) را به زندان مى افكندند وچه بسا دست وپاى آنان را مى بریدند واموالشان را مصادره مى كردند، ولى با این حال شنیده نشده است كه ائمه (علیهم السلام) آنان را از این كار نهى كرده باشند، بلكه آنان را به این كار تشویق مى فرمودند. روایت شده است كه ابن بكیر به امام صادق (علیه السلام) عرضه داشت : هرگاه از منطقه ارجان مى گذرم دلم براى زیارت بارگاه جدت [امام حسین (علیه السلام)] پر مى كشد، ولى وقتى بدان جا مى روم در تمام طول راه از سلطان وجاسوسان ونگهبانان مسلّح، سخت هراسناك ووحشتزده هستم. امام به او فرمود :
یابنَ بُكیر، أما تُحِبُّ أن یراكَ اللهُ فینا خائِفاً، أما تَعلَمُ أَنَّهُ مَن خافَ لِخَوفِنا أظَلَّهُ اللهُ فی ظِلِّ عَرشِهِ، وكانَ مُحدّثهُ الحسین (علیه السلام) تحتَ العرشِ وآمَنَهُ اللهُ مِن أفزاعِ یومِ القیامةِ، یَفزعُ النّاسُ ولا یفزعُ، فإن فَزِعَ وَقَّرَتهُ الملائكةُ وسَكَّنَتْ قَلبَهُ بِالبِشارةِ؛(1) اى پسر بكیر، دوست ندارى خدا ببیند كه به خاطر ما ترسیده اى ؟ آیا نمى دانى كه هركس به خاطر ما بترسد، خدا او را در سایه عرش خود جاى مى دهد وامام حسین (علیه السلام) در زیر عرش الهى [همدم و] هم سخن او خواهد بود وخدا او را از هول وهراس قیامت ایمن مى دارد ؟
چنین كسى وقتى مردم وحشت زده مى شوند هراسناك نمى شود؛ زیرا به محض آن كه وحشت زده شود فرشتگان او را دلدارى مى دهند وبا بشارت دادن به او، او را آسوده خاطر مى كنند.
همین مسأله باعث شده است كه زائران بارگاه ابا عبدالله الحسین (علیه السلام)در سرما وگرما ودر اوضاع دشوار وبا وجود خطرهاى گوناگون ودورى راه به سمت بارگاه ملكوتى آن حضرت بیایند وهمین امر باعث شده است كه امام صادق (علیه السلام)با چنین تعابیر بلند ودرخشانى آنان را بستاید :
اللهم إنّ أعدائَنا عابوا علیهم خُروجَهم فَلَمْ ینهَهُمْ ذلكَ عَنِ الشّخوصِ إلَینا وَخِلافاً مِنهُم على مَن خالَفَنا فَارْحمْ تِلكَ الوُجوهَ الّتی قَد غَیَّرَتها الشّمسُ... اللّهم إنی أستَودِعُكَ تلكَ الأنفسَ وتلكَ الأبدانَ حتّى نُوافِیَهم على الحوضِ یومَ العَطَشِ؛(2) خدایا، دشمنان ما بر بیرون آمدنِ آنان خرده گرفتند ولى این كار آنان را از آمدن نزد ما باز نداشت وآنان با مخالفان ما از در مخالفت درآمدند. پس بار خدایا این چهره هایى را كه تابش آفتاب رنگشان را دگرگون كرده است مورد لطف ورحمت خود قرار ده... خدایا من این جان ها واین پیكرها را در نزد حضرتت به ودیعت مى نهم تا در روز تشنگى در كنار حوض كوثر با آنها ملاقات نماییم.
در حدیث محمدبن مسلم آمده است كه امام باقر (علیه السلام) به او فرمود : آیا نزد قبر امام حسین مى آیى ؟ گفت : آرى، البته با بیم وهراس. حضرت به او فرمود :
ما كانَ مِن هذا أشدُّ فالثّوابُ فیهِ على قدرِ الخَوف؛(3) در این راه هرچه سختى ها بیشتر باشد، ثواب نیز بیشتر و به اندازه ترس است.
كسى كه در راه خدمت به سیدالشهدا (علیه السلام) سختى ها ومشكلات را تحمل كند، بى شك پاداشش بیش از دیگران خواهد بود، وآن دشوارى ها نیز لطفى است كه خداى متعال در حق او روا داشته است. براى مثال كسى كه یك میلیون تومان در این راه مصرف كند واین مبلغ ده درصد دارایى او باشد، وشخص دیگرى همین مبلغ را در راه سیدالشهدا (علیه السلام)مصرف كند ولى این مبلغ پنج درصد دارایى اش را تشكیل دهد، بى شك ثواب عمل شخص اول بیشتر خواهد بود.
شخص كارگرى با دسترنج خود حسینیه اى در شهر خود بنا كرد؛ بدین ترتیب كه از صبح تا شب كار مى كرد ودر پایان روز، مزد كار روزانه اش را به سه قسمت تقسیم، وثلث آن را به نام امام حسین (علیه السلام) پس انداز مى كرد. با گذشت زمان ودر پى بركتى كه خدا در اموال او قرار داد، با همان پس انداز قطعه زمینى در خارج شهر خرید ودیرى نپایید كه آن شهر توسعه یافت وزمین یادشده داخل شهر قرار گرفت. پس از آن، مرد كارگر در آن قطعه زمین حسینیه اى بنا كرد كه هیچ گاه از رفت وآمد نمازگزاران وعزاداران امام حسین (علیه السلام) خالى نمى شد والبته این مسأله از توفیقات الهى حاصل شد.
در روز قیامت كه دارایى وفرزندان به كار انسان نمى آید، این مرد حسینیه اى در كارنامه اعمال خود دارد كه آن را وقف حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) كرده است.
ما نیز باید در این راه قدم برداریم وهمت خود را مصروف خدمتگزارى به امام حسین (علیه السلام) كنیم وهیچ خدمتى را در این راهِ بى مانند واستثنایى، كوچك نشماریم؛ زیرا توفیق از جانب خداى سبحان است وخدا تمام امورى را كه به امام حسین (علیه السلام) مربوط است، استثنایى قرار داده است.
وصلى الله على محمد وآله الطاهرین

نقل از کتاب : خون سیدالشهدا (علیه السلام) و مسئولیت ما

آیت الله العظمی سید صادق شیرازی  دام ظله


(1). بحارالانوار، ج 98، ص 10.
(2). كافى، ج 4، ص 582.
(3). وسائل الشیعه، ج 64، ص 457.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه ششم خردادماه سال 1392

 Doaye-MerajWww.KamYab.Ir]

فضیلت دعای معراج

دعایی است که شان آن بسیاربزرگ است و خیلی عظیم می باشد.راوی حضرت علی از نبی اکرم:وقتی به آسمان رفتم در شب معراج هفتاد هزار حجاب را طی کردم تا رسیدم به حجاب قدرت در آن نوشته شده این دعا با نور جبرئیل عرض کرد:یا محمد ای دعا را برای کسی غیر از مومنین از امت خودت تعلیم ندهی چون که هر که این دعا را بخواند در های آسمان بر روی ایشان باز می شود و خداوند نظر رحمتش را شامل آن شخص می کند که هم و غم او را برطرف می کند و هر گرفتاری که دارد خدا بر طرف سازد و…

متن دعای معراج:

بسم الله الرحمن الرحیم

اَللّهُمَ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّد وَ آل مَُحَمّد

یا سَیِّدُ یا سَنَدُ یا صَمَدُ یا مَن لََََهُ المُستَنَدُ اِجعَل لی فَرَجَاً وَ مَخرَجَاً مِمِّا انَا فیهِ وَاَکفِنی فیهِ وَ اَعُوذُ بِکَ بِسمِ الله التّاماتِ یا اللهُ یا اللهُ یا اللهُ یا رَحمانُ یا رَحمانُ یا رَحمانُ یا رَحیمُ یا رَحیمُ یا رَحیمُ یا خالِقُ یا رازِقُ یا بارِیُ یا اَوَّلُ یا اخِرُ یا ظاهِرُ یا باطِنُ یا مالِکُ یا قادِرُ یا واهِبُ یا وهّابُ یا تَوّابُ یا حَکیمُ یا سَمیعُ یا بَصیرُ یا غَفَورُ یا رَحیمُ یا غافِرُ یا شَکُورُ یا عالِمُ یا عادِلُ یا کریمُ یا رَحیمُ(یا حَلیم) یا وَدودُ یا غَفورُ یا رَئوفُ یا وِترُ یا مُغیثُ یا مُجیبُ یا َحبیبُ یا مُنیبُ یا رَقیبُ یا مُعیدُ یا حافِظُ یا قابضُ یا حَیُّ یا مالِکُ یا باعِثُ یا وارِثُ یا رَحیمُ (یا راحِمُ) یا فاتِحُ یا فارِجُ یا فاخِرُ یا مُعِزُّ یا مُذِلُّ یا مُعینُ یا مُبینُ یا جَلیلُ یا جَمیلُ یا کفیلُ یا وَکیلُ یا دَلیلُ یا حَیُّ یا قَیُّوم یا جَبّارُ یا غَفّارُ یا حَنّانّ یا مَنّانُ یا دَیّانُ یا غُفرانُ یا بُرهانُ یا سُبحانُ یا مُستعانُ یا سُلطانُ یا اَمینُ یا مُومِنُ یا مُتَکَبِّرُ یا شَکُورُ یا عَزیزُ یا عَلِیُّ یا وَفِیُّ یا زَکِیُّ یا قوِیُّ یا غَنِیُّ یا مُحِقُّ یا مُعطی یا اخِرُ یا اَحسَنَ الخالِقینَ یا خَیرَ الرّازِقینَ یا خَیرَ الغافِرینَ یا خَیرَ المُحسِنینَ یا خَیرَ النّاصِرینَ یا اَرحَمَ الرَّاحِمینَ یا نُورَ السَماواتِ و الاَرضِ یا هادِیَ المُضِلّینَ یا دَلیلَ المُتحَیِّرینَ یا خالِقَ کُلَّ شَیﺀٍ یا فاطِرَ السَماواتِ وَ الاَرض ِ یا هادِیَ المُظِلّینَ یا مُفتِحَ الابوابِ یا مُسَبِّبَ الاَسبابِ یا رَفیعِ الدَّرَجاتِ یا مُجیبَ الدَّعَواتِ یا وَلِیَّ الحَسَناتِ یا غافِرَ الخَطیئاتِ یا مُحیِیَ الاَمواتِ یا ضاعِفَ الحِسَناتِ یا دافِعَ البَلیّاتِ

اَللّهُمَ احفظ صاحِبَ هذا الدُّعا مِن الطاعُونِ و الزَّلزَّلَةِ و الفُجاَةِ و الوَبا وَ مِن شرِّ السُّلطانِ الجابرِوَ شرِّ العَینِ السُّوﺀِ وَ مِن شرِّ الاَ عداﺀِ وَمِن شرِّ الجِنَّ وَ الاِ نسِ بِحَقِّ لا اِلهَ اِلاًّهُوَ الحَیُّ القیُّومُ بحَقِّ کهیعص وَ بحَقِّ حمعسق وَ بحَقِّ مُحَمَّدِ المُصطفی وَ بحَقِّ عَلِیٍّ المُرتضی وَ الاَ ئِمَةِ الهُدی وَ بحَقِّ اللِّوحِ وَ القلم وَ الکُرسِیِّ وَ العَرشِ وَ بحَقِّ فسَیَکفیکهُمُ اللهُ وَ هُو السَّمیعُ العَلیمُ اَللّهُمَ اَحفظ صاحِبَ هذا الدُّعاﺀِ مِن شرِّ کُلِّ ذِی شرِّ وَ مِن شرِّ طارِقِ الَّیلِ وَ النَّهارِ وَ مَِن شرِّ والِدٍ وَ ما وَلد وَ مِن شرِّ ما یَلِجُ فِی الاَرضِ وَ ما یَخرُجُ مِنها وَ هُو الغَفُورُ الرَّحیمُ اَللّهُمَ اَحفظ صاحِبَ هذا الدُّعاﺀ مِن شرِّ الاَعدَاءِ وَ مِن شَرِّ جَمیعِ المِحنهِ و الدَاء وَ مِن شرِّ النَفَّاثَاتِ فِی العُقدِ وَ مِن شرِّ حاسِدٍ اِذا حَسَد یا رَبِّ بعِزِّ عِزَِّتِکَ وَ القهرِ بلطفِکَ وَ الرَّحمَة رَحمَتِکَ یا وَاهِبَ العَطایا یا دافِعَ البَلا یا یا غافِرَ الخَطایا یا سَتارَ العیُوُبِ یا نُور الغُیُوبِ یا نُور القلُوبِ یا حَبیبَ القلُوبِ یا قاضِیَ الحاجاتِ یا رَحمانِ الدُّنیا وَ الا خِرَةِ یا اَرحَمَ الرّاحِمینَ بحَقِّ اِلَی اللهِ تصیرُ الاُمُوُر اَللّهُمَ اَستودِعُکَ نَفسی وَ روحی وَ مالی وَ اَولادی وَجَمیعَ ما اَنعَمتَ عَلیَّ فِی الدّینِ وَ الدُنیا وَ الا خِرَة ِاِنَّهُ لا یُضیعُ صانیکَ یَصُونُکَ وَ مَحفُوظُکَ وَ مَامُولُکَ وَلا یُجیرُنی اَحَدٌ مِنکَ وَلنْ اَجدَ مِن دُونِهِ مَلتحِداً اَللّهُمَ رَبَّنا ٰاتِنا فِی الدُّنیا حَسَنَة وَ فِی الا خِرَةِ حَسَنَة وَ قِنٰا عَذٰابَ النّار وَ عَذابَ القَبرِ برَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ وَ صَلَّی اللهُ عَلیٰ مُحَمَّدِ وَ الِهِ اَجْمَعینَ الطّاهِرینَ وَ الاَ ئِمَة المَعْصُومینَ وَ سَلَّم تسْلیماً کثیراً کثیراً .

اَللّهُمَ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّد وَ آل مُححَمّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم

ترجمه دعای معراج

به نام پروردگار و خالقی که بخشنده و پذیرنده توبه و بسیار مهربان به آدمیان است ای خدایی که سرور و بزرگ و فرمانروایی و ای خدایی که تکیه گاه و پشتیبان و روشن و واضحی و ای خدایی که فرمانروایی بی نیاز و بلند و والا مرتبه ای و ای خدایی که باید در همه کارها و مشکلات بر شما توکل و تکیه و اعتماد نمود بزرگواری و عنایت فرما و نجات و رهایی فرما و بزرگواری و محبت فرما و نجات و خارج فرما از همه مشکلات و بلاها و غم واندوه خارج فرما و از همه نعمتها به اندازه ای که صلاح می دانید عنایت فرما و باید در همه مصائب و سختیها بر شما پناهنده شد بنام شما که پروردگار و خداوند و خالق می باشید و تمام و کاملترین می باشید و ای خداوند که پروردگاری و ای خداوند که خالق بزرگی و ای خداوند که وصف و اندازه شما در وصف نیست و شما بی نهایت بزرگ و فرمانروایی ای خداوند بسیار بخشنده و ای خداوند بسیار مهربان و بخشایشگر و ای خداوند بسیار توبه پذیرنده و آرامش دهنده و ای خداوند مهربان و بسیار دلگرم کننده و ای خداوند آمرزنده و دل نواز و نیرو دهنده و ای خداوند که دارای نامهای بزرگ و آمرزنده می باشید و ای خداوندی که پدیدآورنده و سازنده می باشید و ای خداوندی که روزی و نعمت دهنده مخلوقات می باشید و ای خداوندی که آفریدگار و سازنده مخلوقات می باشید و ای خداوندی که از نخستین و همیشه بوده ای و ای خداوندی که تا ابد و آخر و پایان همه هستی شمایی و ای خداوندی که پدیدار کننده و آشکار کننده همه اسرار می باشید و ای خداوندی که پوشنده و پنهان کننده درون هر اسراری می باشید و ای خداوندی که تمام ملک هستی از ذات شما پدیدار شده و ای خداوندی که توانا و بر هر امری فرمانروائی و ای خداوندی که بخشنده ترین می باشید و ای خداوندی که بسیار بخشنده و صاحب اعطا می باشید و ای خداوندی که بسیار با گذشت و بسیار توبه پذیر می باشید و ای خداوندی که دانشمندترین و خردمندترین فرمانروایان می باشید و ای خداوندی که به هر صدایی و هر ندایی شنوایی و ای خداوندی که به هر امری آگاه و دانا و به هر رمزی بینا و بصیری و ای خداوندی که آمرزنده ترین به گناهان خلق می باشید و ای خداوندی که باعث آرامش قلب مقربین و خداپرستان می باشید و ای خداوندی که بخشنده و آمرزنده بزرگترین گناهان می باشید و ای خداوندی که نشانه های نعمت و رفاه شما آشکار است و ای خداوندی که دانشمند بر هر دانشی و علمی و ای خداوندی که انصاف و دادگری فقط نزد شماست و ای خداوندی که سخاوتمندترین و نیکوترین صفات نزد شماست و ای خداوندی که بسیار بردبار و شکیبایی به گناهان و اشتباهات بندگانت و ای خداوندی که بسیار دوستدار و محبوب قلبهای با اخلاص می باشد و ای خداوندی که بخشاینده ترین بخشایندگانی و ای خداوندی که بسیار مهربان و با گذشت به خلقی و ای خداوندی که یکتایی و بی همتایی و ای خداوندی که تنها شمایی فریادرس در همه امور و ای خداوندی که یگانه اجابت کننده دعاها می باشید و ای خداوندی که تنها دوست ومحبوب قلبهای مخلصان می باشید و ای خداوندی که باران رحمتت را فراوان در بهاران زیباتر بر بندگان فرو می فرستی و ای خداوندی که هیچ قدرتی رقابت با شما را ندارد و از آن عاجز است و ای خداوندی که به همه رمز و رموز آفرینش کاردان و دانایی و ای خداوندی که نگهبان و روشن کنندة راه عارفانی و ای خداوندی که بر هر نیروی آشکار و غیب چیره شونده ای و ای خداوندی که زنده و پاینده و ابدی و جاودان می باشید و ای خداوندی که همة کائنات متعلق به ذات کبریائی شماست و ای خداوندی که یکتایی شما انگیزه خلق جهان هستی شد و ای خداوندی که پس از فنای هر چیز تنها صاحب مقتدر مُلک وجودی و ای خداوندی که بخشایش و رحمت زیبنده و شایسته مقام شماست و ای خداوندی که گشاینده درهای توبه بر روی خلق گنه کاری و ای خداوندی که باز کنندة درهای رحمت بر روی خلق نا امیدی و ای خداوندی که شکوه و عظمت شایسته مقام والا مرتبه شماست و ای خداوندی که عزّت و آبروی اهل یقین از لطف بی انتهای شماست و ای خداوندی که ذلیل و خوارو پَست کنندة مُکذبینی و ای خداوندی که تنها یاری رسان و یاری دهنده اهل ذکری و ای خداوندی که بزرگی و عظمت شما بر همه خلق آشکار است و ای خداوندی که صاحب شکوه و عظمت و بزرگواری می باشید و ای خداوندی که صاحب همه زیبایی های خلقت و آفرینش می باشید و ای خداوندی که صاحب ضمانت و سایه کفالت شما بر سر خلق جلوه گر است و ای خداوندی که یگانه پشتیبان و حمایت کننده فرستادگان خود به خلقی و ای خداوندی که رهنمای راه حق و حجت می باشید بر مؤمنین و ای خداوندی که همیشگی و فناناپذیر می باشید و ای خداوندی که پاینده و ابدی و شکوه و جلالت همیشگی است و ای خداوندی که توانایی بر توانگران و پادشاهی بر ملک هستی و ای خداوندی که بسیار با گذشت و آمرزنده ای به گناهکاران و ای خداوندی که شکوه و لطف و مهربانی شما بی انتهاست و ای خداوندی که بر بندگانت بسیار لطف و احسان می نمایی و ای خداوندی که عادلترین فرمانروایی به کردار نیک و بد بندگانت و ای خداوندی که با گذشت و بخشنده ای و ای خداوندی که نشانه های وجودت بر هر ذره از خلقت آشکار است و ای خداوندی که پاکی و لطافت از ذات مقدس شماست و ای خداوندی که کمک دهنده ایمان آورندگان می باشید و ای خداوندی که قدرتمند و بزرگ و بر هر نیرویی تسلط یافته ای و ای خداوندی که وفادار به قول خود و قابل اعتمادی و ای خداوندی که بزرگترین ایمان دهنده و نیرودهنده به قلب خالصانی و ای خداوندی که توانا و بر هر نیروی قوی چیره وغالبی و ای خداوندی که نشانه های نعمت و رفاه شما آشکار است و ای خداوندی که شریف و ارجمندی و بر قلب عارفان می تابید و ای خداوندی که والامقام و بزرگوار و بلندمرتبه و نیرومندی و ای خداوندی که متعهد و وفادار به دعای بندگان خاص و عامی و ای خداوندی که پاکیزه از هر عیب می باشید و ای خداوندی که استوار و توانائی و ای خداوندی که بی نیاز و توانگری و ای خداوندی که هر چیز را مرگ و فنا و پایان قرار دادی و ای خداوندی که بسیار بخشنده و عطا کننده روزی خلقی و ای خداوندی که پایان هر پایانی و زنده و پاینده ای و ای خداوندی که بهترین خلق کنندگان وجودی و ای خداوندی که بهترین روزی و نعمت دهنده مخلوقاتی و ای خداوندی که بهترین آمرزندگان و توبه پذیرنده خلقی و ای خداوندی که نیکی رسان و بخشاینده خلقی و ای خداوندی که بهترین پشتیبان و یاری کننده خلقی و ای خداوندی که بزرگترین رحمت و بخشش به خلقی و مهربانترین مهربانان می باشید و ای خداوندی که نور و روشنائی آسمانها و زمین و رحمت و برکت و نیروی دلگرم کننده ای و ای خداوندی که رهبر و هدایت کننده گمراهان عالمی و ای خداوندی که راهنما و حجت برای حیرت زدگانی و ای خداوندی که پدیدآورنده و آفریننده همه چیز می باشید و ای خداوندی که آفریننده و خالق آسمانها و زمین و مخلوقات درون آن می باشید و ای خداوندی که راهنما و رهبر و هدایت کننده گمراه شدگانی و ای خداوندی که گشاینده و بازکننده درهای نعمت و رحمتی و ای خداوندی که سبب ساز در همه مشکلات و مصائب و سختیهایی و ای خداوندی که بالابرنده درجات و مقام آدمیان نزد آدمیان و نزد ملکوتیان می باشید و ای خداوندی که اجابت و مستجاب کننده خواهش ها و نیازهای خلق می باشید و ای خداوندی که نهایت خوبیها و زیبائیها و پایان و نیکی رسان به خلق می باشید و ای خداوندی که بخشنده لغزشها و خطاهای خلقی و ای خداوندی که زنده کننده قلب عارفانی و زنده کننده مردگانی و ای خداوندی که چند برابر کننده نیکیها و خوبیهای خلق و هر نیکویی هستی و ای خداوندی که دفع کننده و دور کننده بدیها و زشتیهای خلقی.

Downloadدانلود با لینک مستقیم – حجم ۴۵۱ کیلوبایت با صدای امین رستمی

Passwordپسورد: ندارد.

به نقل از: فوکارو



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه ششم خردادماه سال 1392

زیارت عاشورا


السَّلام عَلَیْكَ یَا أبَا عَبْدِ اللهِ ، السَّلام عَلَیْكَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ ، السَّلام عَلَیْكَ یَا ابْنَ أمِیرِ المُؤْمِنینَ ، وَابْنَ سَیِّدِ الوَصِیِّینَ ، السَّلام عَلَیْكَ یَا ابْنَ فاطِمَةَ الزّهراءِ سَیِّدَةِ نِساءِ العالَمِینَ ، السَّلام عَلَیْكَ یَا ثَارَ اللهِ وابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ المَوْتُورَ ، السَّلام عَلَیْكَ وَعَلَى الأرواحِ الّتی حَلّتْ بِفِنائِكَ ، عَلَیْكُمْ مِنّی جَمیعاً سَلامُ اللهِ أبَداً ما بَقِیتُ وَبَقِیَ اللیْلُ وَالنَّهارُ.

یَا أبَا عَبْدِ اللهِ ، لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ ، وجَلّتْ وعَظُمَتْ المُصِیبَةُ بِكَ عَلَیْنا وَعَلَى جَمِیعِ أهْلِ الإسلام ، وَجَلَّتْ وَعَظُمَتْ مُصِیبَتُكَ فِی السَّمَوَاتِ عَلَى جَمِیعِ أهْلِ السَّمَوَاتِ ، فَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً أسَّسَتْ أساسَ الظُّلْمِ وَالجَوْرِ عَلَیْكُمْ أهْلَ البَیْتِ ، وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ وَأزالَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الّتِی رَتَّبَكُمُ اللهُ فِیها ، وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً قَتَلَتْكُمْ ، وَلَعَنَ اللهُ الْمُمَهِّدِینَ لَهُمْ بِالتَّمْكِینِ مِنْ قِتالِكُمْ ، بَرِئْتُ إلى اللهِ وَإلَیْكُمْ مِنْهُمْ وَمِنْ أشْیاعِهِمْ وَأتْباعِهِمْ وَأوْلِیائِهِمْ.

یَا أبَا عَبْدِ اللهِ ، إنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ ، وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ إلى یَوْمِ القِیامَةِ ، وَلَعَنَ اللهُ آل زِیَاد وَآلَ مَرْوانَ ، وَلَعَنَ اللهُ بَنِی اُمَیَّةَ قاطِبَةً ، وَلَعَنَ اللهُ ابْنَ مَرْجانَةَ ، وَلَعَنَ اللهُ عُمَرَ بْنَ سَعْد ، وَلَعَنَ اللهُ شِمْراً ، وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً أسْرَجَتْ وَألْجَمَتْ  وَتَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ ، بِأبِی أنْتَ وَاُمِّی لَقَدْ عَظُمَ مُصابِی بِكَ ، فَأسْالُ اللهَ الّذِی أكْرَمَ مَقامَكَ ، وَأكْرَمَنِی بِكَ ، أنْ یَرْزُقَنی طَلَبَ ثارِكَ مَعَ إمام مَنْصُور مِنْ أهْلِ بَیْتِ مُحَمَّد صَلّى الله عَلَیْهِ وَآلِهِ.

اللهمّ اجْعَلْنی عِنْدَكَ وَجِیهاً بِالحُسَیْنِ عَلَیهِ السَّلام فِی الدُّنْیا وَالآخِرَة .

یَا أبَا عَبْدِ اللهِ ، إنِّی أتَقَرَّبُ إلى الله  وَإلَى رَسُولِهِ ، وَإلى أمِیرِ المُؤْمِنینَ ، وَإلَى فاطِمَةَ ، وإلى الحَسَنِ وَإلَیْكَ بِمُوالاتِكَ ، وَبِالْبَرَاءَةِ مِمَّنْ قَاتَلَكَ وَنَصبَ لَكَ الحَربَ ، وبالْبَرَاءةِ مِمَّنْ أسَّسَ أساسَ الظُّلْمِ وَالجَوْرِ عَلَیْكُمْ ، وَعلى أشیاعِكُم وَأبْرَأُ إلى اللهِ وَإلى رَسُولِهِ وَبِالبراءِةِ مِمَّنْ أسَّسَ أساسَ ذلِكَ ، وَبَنى عَلَیْهِ بُنْیانَهُ ، وَجَرَى فی ظُلْمِهِ وَجَوْرِهِ عَلَیْكُمْ وَعَلَى أشْیاعِكُمْ ، بَرِئْتُ إلى اللهِ وَإلَیْكُمْ مِنْهُمْ ، وَأتَقَرَّبُّ إلى اللهِ  ثُمَّ إلَیْكُمْ بِمُوالاتِكُم وَمُوالاةِ وَلِیِّكُمْ ، وَبِالْبَرَاءَةِ مِنْ أعْدائِكُمْ ،وَالنَّاصِبِینَ لَكُم الحَرْبَ ، وَبِالبَرَاءَةِ مِنْ أشْیاعِهِمْ وَأتْباعِهِمْ ،  إنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ ، وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ ، وَوَلِیٌّ لِمَنْ والاكُمْ ، وَعَدُوٌّ لِمَنْ عاداكُمْ ، فَأسْألُ اللهَ الّذِی أكْرَمَنی بِمَعْرِفَتِكُمْ ، وَمَعْرِفَةِ أوْلِیائِكُمْ ، وَرَزَقَنی البَراءَةَ مِنْ أعْدائِكُمْ ، أنْ یَجْعَلَنی مَعَكُمْ فی الدُّنْیا وَالآخِرَةِ ، وَأنْ یُثَبِّتَ لی عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْق فی الدُّنْیا وَالآخِرَةِ ، وَأسْألُهُ أنْ یُبَلِّغَنِی الْمقامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللهِ ، وَأنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِی كم مَعَ إمَام هْدِیٍّ ظَاهِر نَاطِق بالحقِّ مِنْكُمْ ، وَأسْألُ اللهَ بِحَقِّكُمْ وَبِالشَّأنِ الَّذِی لَكُمْ عِنْدَهُ أنْ یُعْطِیَنِی بِمُصابِی بِكُمْ أفْضَلَ ما یُعْطِی مصاباً بِمُصِیبَتِهِ ،  مُصِیبَة مَا أعْظَمَها وَأعْظَمَ رَزِیّتهَا فِی الإسلام وَفِی جَمِیعِ أهلِ السَّموَاتِ وَالارْضِ.

اللهُمَّ اجْعَلْنی فی مَقامِی هذا مِمَّن تَنالُهُ مِنْكَ صَلَواتٌ وَرَحْمَةٌ وَمَغْفِرَةٌ.

اللهُمَّ اجْعَلْ مَحْیایَ مَحْیا مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد ، وَمَماتی مَماتَ مُحَمَّد وَآل مُحَمَّد.

اللهُمَّ إنَّ هَذا یَوْمٌ تَبَرَّكَتْ بِهِ بَنُو اُمَیَّةَ وَابْنُ آكِلَةِ الاكْبادِ ، اللعِینُ بْنُ اللعِینِ عَلَى لِسانِكَ وَلِسانِ نَبِیِّكَ صَلّى الله عَلَیْهِ وَآلِهِ فی كُلِّ مَوْطِن وَمَوْقِف وَقَفَ فِیهِ نَبیُّكَ ـ صَلّى الله عَلَیْهِ وَآلِهِ ـ.

اللهُمَّ الْعَنْ أبَا سُفْیانَ وَمُعَاوِیَةَ وَیَزیدَ بْنَ مُعَاوِیَةَ وآلَ مَرْوَانَ عَلَیْهِمْ مِنْكَ اللعْنَةُ أبَدَ الآبِدِینَ ، وَهذا یَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِیَاد وَآلُ مَرْوانَ  بِقَتْلِهِمُ الحُسَیْنَ  صلوات الله علیه ، اللهُمَّ فَضاعِفْ عَلَیْهِمُ اللعْنَ  منك وَالعَذابَ الألیم.

اللهُمَّ إنِّی أتَقَرَّبُّ إلَیْكَ فی هذَا الیَوْمِ ، وَفِی مَوْقِفِی هَذا ، وَأیَّامِ حَیَاتِی بِالبَرَاءَةِ مِنْهُمْ ، وَاللعْنَةِ عَلَیْهِمْ ، وَبِالْمُوالاةِ لِنَبِیِّكَ وَآلِ نَبِیِّكَ عَلَیِه وعَلَیْهِمُ السَّلام.

ثمّ یقول : اللهُمَّ الْعَنْ أوّلَ ظالِم ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد ، وَآخِرَ تَابِع لَهُ عَلَى ذلِكَ ، اللهُمَّ الْعَنِ العِصابَةَ الَّتِی جاهَدَتِ الْحُسَیْنَ  وَشایَعَتْ وَبایَعَتْ وَتابَعَتْ عَلَى قَتْلِهِ. اللهُمَّ الْعَنْهم جَمیعاً ( یقول ذلك مائة مرّة ).

ثمّ یقول : السَّلام عَلَیْكَ یَا أبا عَبْدِ اللهِ وَعلَى الأرواحِ الّتی حَلّتْ بِفِنائِكَ ، عَلَیْكَ مِنِّی سَلامُ اللهِ أبَداً مَا بَقِیتُ وَبَقِیَ اللیْلُ وَالنَّهارُ ، وَلا جَعَلَهُ اللهُ

آخِرَ العَهْدِ مِنِّی لِزِیَارَتِكُمْ ،  السَّلام عَلَى الحُسَیْن ، وَعَلَى عَلیِّ بْنِ الحُسَیْنِ ، وَعَلَى أوْلادِ الحُسَیْنِ ، وَعَلَى أصْحابِ الحُسَینِ .

ثمّ یقول : اللهمَّ خُصَّ أنْتَ أوّلَ ظالم بِاللّعْنِ مِنِّی ، وَابْدَأْ بِهِ أوّلاً ، ثُمَّ الثَّانِی ، وَالثَّالِثَ وَالرَّابِع ، اللهُمَّ الْعَنْ یزِیَدَ خامِساً ، وَالْعَنْ عُبَیْدَ اللهِ بْنَ زِیَاد وَابْنَ مَرْجانَةَ وَعُمَرَ بْنَ سَعْد وَشِمْراً وَآلَ أبی سُفْیانَ وَآلَ زِیَاد وآلَ مَرْوانَ إلَى یَوْمِ القِیامَةِ.

ثم تسجد وتقول : اللهمَّ لَكَ الحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرینَ لَكَ عَلَى مُصابِهِمْ ، الحَمْدُ للهِ عَلَى عَظِیمِ رَزِیّتی.

اللهُمَّ ارْزُقْنی شَفاعَةَ الحُسَیْن یَوْمَ الوُرُودِ ، وَثَبِّتْ لی قَدَمَ صِدْق عِنْدَكَ مَعَ الحُسَیْنِ وَأصْحابِ الحُسَیْن الّذِینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْن عَلَیْهِ السَّلام.

قال علقمة : قال أبو جعفر ( علیه السلام ) وإن استطعت أن تزوره فی كل یوم بهذه الزیارة من دارك فافعل فلك ثواب جمیع ذلك.

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی