تبلیغات
این وبلاگ برای ترویج تشیع و فرهنگ اهل بیت و علم و دانش در دنیای مجازی است
 
این وبلاگ برای ترویج تشیع و فرهنگ اهل بیت و علم و دانش در دنیای مجازی است
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مجید سناتور
نویسندگان
پنجشنبه بیست و دوم اسفندماه سال 1392


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه بیست و دوم اسفندماه سال 1392


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه بیست و دوم اسفندماه سال 1392


شهادت حضرت فاطمه, شهادت حضرت زهراهادت حضرت فاطمه (س)

لحظات وداع حضرت فاطمه علیهاالسلام


در اوراق تاریخ

در منابع شیعه و سنی در زمینه شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام مطالبی اعم از تاریخی و روایی ذکر شده است که در این مطلب اجمالا به آن می‌پردازیم.

 

سلیم بن قیس می‌گوید:

از ابن‌عباس شنیدم كه می‌گفت: چون بیماری حضرت فاطمه علیهاالسلام شدید شد، علی‌علیه السلام را طلبید و فرمود:

 

"وصیت می‌كنم تو را كه بعد از من با امامه دختر خواهر من زینب ازدواج کنی و تابوت مرا چنانچه ملائكه برای من وصف كردند، بسازی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا در[تشییعٍ] جنازه من حاضر شوند.

 

پس همان روز فاطمه علیهاالسلام از دنیا رحلت كرد. از صدای گریه، مدینه به لرزه در آمد و مردم را دهشتی روی داد مانند روز وفات حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم."

 

پس ابوبكر و عمر به تعزیه حضرت علی علیه السلام آمدند و گفتند:

 

تا ما حاضر نشویم بر دختر رسول خدا نماز نگزار.

 

چون شب رسید، حضرت علی علیه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان و ابوذر و عمّار را طلبید و بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز گزارد و او را دفن نمود. چون صبح شد، مقداد به ابوبكر و عمر گفت:

 

ما دیشب فاطمه را دفن كردیم. عمر به ابوبكر گفت: نگفتیم چنین خواهند كرد؟ عباس گفت: فاطمه خود چنین وصیت كرده بود كه شما بر او نماز نخوانید. عمر گفت: شما كینه قدیم خود را هرگز ترك نمی‌كنید، والله كه می‌روم او را از قبر در آورم و بر او نماز می‌كنم. امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: به خدا سوگند اگر این کار را انجام دهی، شمشیر خود را از غلاف بكشم و در نیام نكنم تا تو را و جماعت بسیاری را به قتل رسانم. بعد از این، ایشان توطئه كردند كه علی علیه السلام را به قتل رسانند و گفتند: تا او را نكشیم ما به اهداف خود نمی‌رسیم. ابوبكر گفت: چه كسی این جرأت را می‌كند؟ عمر گفت: خالد بن ولید. پس او را طلبیدند و گفتند: می‌خواهیم تو را بر امر عظیمی بگماریم.

 

گفت: مرا بر هر کاری می‌خواهید بگمارید، اگرچه بر كشتن علی باشد. گفتند: از برای همین تو را طلبیدیم. خالد گفت: چه وقت او را به قتل برسانم؟ ابوبكر گفت: در وقت نماز در پهلوی او بایست، چون سلام نماز گوید گردن او را بزن. چون در آن وقت، اسماء بنت عمیس كه پیشتر همسر جعفر طیّار بود در خانه ابوبكر زندگی می‌كرد. بر توطئه ایشان مطلع شد، كنیزك خود را گفت: برو به خانه علی و فاطمه علیهاالسلام به دور خانه ایشان بگرد و این آیه را بخوان. " وَ جاءَ رَجُلُ مِن اَقصَا المَدینَةِ یَسعَی قَالَ یا مُوسَی اِنَّ المَلاَ یَاتَمِروُنَ بِکَ لِیَقتُلوکَ فَاخرُج اِنّی لَکَ مِنَ النّاصِحِین."(سوره قصص؛ آیه 20) چون كنیزك آمد و این آیه را خواند، علی علیه السلام فرمود: به خاتون خود بگو: خدا تو را رحمت كند، ایشان قدرت آن ندارند، اگر ایشان مرا بكشند چه كسی با ناكثان و قاسطان و مارقان قتال خواهد كرد. پس حضرت وضو ساخت و به مسجد رفت و مشغول نماز شد. خالد بن ولید آمد و در پهلوی آن حضرت ایستاد، پس ابوبكر در اثنای نمازش پشیمان شد، ترسید كه اگر علی علیه السلام شمشیر بكشد؛ اول او را بكشد، پس تشهدش را بسیار طول داد تا آن كه نزدیك شد تا آفتاب در آید، زیرا می‌ترسید كه اگر سلام بگوید خالد به گفته او عمل كند و فتنه‌ای بر پا شود، پس پیش از سلام نمازش گفت: ای خالد! مكن آنچه را گفته بودم، اگر بكنی تو را خواهم كشت.(كتاب سلیم بن قیس؛ ص 255/ احتجاج؛1/240) و این فتنه دفع شد.

 

علامه مجلسی می‌نویسد: در مدت زندگانی آن بانو علیهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر بسیاری میان خاصّه و عامّه می‌باشد، از شش ماه بیشتر و از چهل روز كمتر نگفته‌اند، و احادیث معتبر دلالت می‌كند بر آن كه بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پیغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است. ابوالفرج اصفهانی در كتاب مقاتل الطالبیین از حضرت امام محمّدباقر علیه السلام روایت كرده است: مدت بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.

 

همچنین شیخ صدوق روایت كرده است: چون از جانب حق تعالی خبر وفات آن سرور بانوان دو عالم دررسید، امّ ایمن را طلبید و- او معتمدترین زنان نزد آن بانو بود- فرمود:

 

ای امّ ایمن خبر وفاتم، به من رسیده، پس علی را برای من بطلب. چون حضرت امیرعلیه السلام حاضر شد، فرمود: ای پسر عمّ! تو را به انجام مواردی وصیّت می‌كنم. حضرت امیر علیه السلام فرمود: هر چه می‌خواهی بگو، فرمود:

 

وصیت‌های من اول آن است كه امامه دختر زینب را بعد از من به همسری برگزینی كه تربیت كننده فرزندان من باشد و برای ایشان در مهربانی همانند من است، و تابوتی برای من بساز مثل آنچه ملائكه برای من تصویر كردند و به من نشان دادند. حضرت فرمود: ای فاطمه به من بنما كه چگونه ایشان به تو نشان دادند؟ پس فاطمه علیهاالسلام روشی را كه ملائكه از جانب حق تعالی برای او وصف كرده بودند به آن حضرت نشان داد. پس فرمود: وصیت سوم من آن است كه در هر ساعت از شب و روز كه وفات نمایم، در همان ساعت مرا دفن كنی و تأخیر ننمایی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا كه بر من ستم كرده‌اند، بر جنازه من حاضر شوند و بر من نماز خوانند. حضرت امیر علیه السلام فرمود: چنین خواهم كرد.

 

پس آن بانوعلیهاالسلام در نیمه شب به ریاض جنّت انتقال یافت. حضرت علی علیه السلام در همان ساعت مشغول تجهیز و تكفین آن حضرت گردید. پس از آن كه از غسل و دفن فارغ شد، جنازه را بیرون آورده و جریدی از درخت خرما روشن كرده و با جنازه آن حضرت بیرون آمدند، تا آن كه در همان شب بر آن حضرت علیهاالسلام نماز گزارند و جسد مطهّرش را دفن كردند...(علل الشرایع؛185) علامه مجلسی می‌نویسد: در مدت زندگانی آن بانو علیهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر بسیاری میان خاصّه و عامّه می‌باشد، از شش ماه بیشتر و از چهل روز كمتر نگفته‌اند، و احادیث معتبر دلالت می‌كند بر آن كه بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پیغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است. ابوالفرج اصفهانی در كتاب مقاتل الطالبیین از حضرت امام محمّدباقر علیه السلام روایت كرده است: مدت بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.(مقاتل الطالبیّین؛49)

 


در روز وفات آن حضرت نیز اختلاف نظر بسیار است، اكثر علمای امامیه گفته‌اند در روز سوّم جمادی الاول واقع شد. همچنین در سن شریف حضرت فاطمه علیهاالسلام در وقت وفات، اختلاف نظر بسیار است، اكثر روایات معتبر دلالت می‌كند بر آن كه سن شریف آن بانو علیهاالسلام در آن وقت، هیجده سال بوده، و قول صحیح و مشهور میان علمای امامیه همین قول است.

 

در كتاب روضة الواعظین روایت كرده‌اند كه حضرت فاطمه علیهاالسلام را بیماری شدیدی عارض گردید و تا چهل روز ممتد شد، چون خبر وفات آن حضرت علیهاالسلام به او رسید امّ ایمن و اسماء بنت عمیس و حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام را حاضر ساخت و گفت: ای پسرعمّ! از آسمان خبر فوت به من رسیده و من عازم سفر آخرتم، تو را وصیت می‌كنم به چیزی چند كه در خاطر دارم.

 

حضرت امیر علیه السلام فرمود: ای دختر رسول خدا آنچه خواهی وصیت كن. پس بر بالین آن حضرت نشست و هر كه در آن خانه بود بیرون كردند. پس ساعتی هر دو گریستند. حضرت علی علیه السلام سر فاطمه علیهاالسلام را مدتی به دامن گرفت و به سینه خود چسبانید و فرمود:

 

هر چه می‌خواهی وصیت كن، آنچه فرمایی به عمل می‌آورم و امر تو را بر امر خود اختیار می‌كنم. فاطمه علیهاالسلام فرمود: خدا تو را جزای خیر دهد ای پسرعمّ رسول خدا، وصیت می‌كنم تو را اول كه بعد از من امامه را به عقد خود درآوری. او برای فرزندان من مثل من است. پس فرمود: برای من تابوتی قرار ده، زیرا كه ملائكه را دیدم كه صورت تابوت برای من ساختند. پس فرمود: باز وصیّت می‌كنم تو را كه نگذاری كه یكی از آنها كه بر من ستم كرده و حقّ مرا غصب كردند بر جنازه من حاضر شوند، زیرا كه ایشان دشمن من و دشمن رسول خدایند، و نگذاری كه احدی از ایشان و نه از اتباع ایشان، بر من نماز بخوانند، و مرا در شب دفن كنی، در وقتی كه دیده‌ها در خواب باشد. (روضة الواعظین؛151)

 

ابن شهرآشوب و دیگران روایت كرده‌اند چون خواستند كه آن حضرت علیهاالسلام را در قبر گذارند، دو دست شبیه دست‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان قبر پیدا شد، و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.

 

در كشف الغمّه روایت كرده‌اند چون وفات حضرت فاطمه علیهاالسلام نزدیك شد، اسماء بنت عمیس را گفت: آبی بیاور كه من وضو بگیرم، پس وضو گرفت - به روایتی دیگر غسل كرد - و بوی خوش طلبیده و خود را خوشبو گردانید و جامه‌های نو طلبید، پوشید و فرمود:

 

ای اسماء! جبرئیل در وقت وفات پدرم از بهشت، چهل درهم كافور آورد، حضرت آن را سه قسمت كرد و یك بخش را از برای خود گذاشت و یكی را برای من و یكی را برای علی، آن كافور را بیاور كه مرا به آن حنوط كنند. چون كافور را آورد، فرمود: نزدیك سر من بگذار، پس رو به قبله خوابید و جامه‌ای بر روی خود كشید و فرمود: ای اسماء مدتی صبر كن، بعد از آن مرا صدا کن، اگر جواب نگویم، علی را طلب كن و بدان كه من به پدر خود ملحق گردیده‌ام.

 

اسماء ساعتی انتظار كشید، بعد از آن فاطمه علیهاالسلام را ندا كرد، صدایی نشنید، پس گفت: ای دختر مصطفی، ای دختر بهترین فرزندان آدم، ای دختر بهترین كسی كه بر روی زمین راه رفته است، ای دختر آن كسی كه در شب معراج به مرتبه قاب قوسین او ادنی رسیده است. چون جواب نشنید جامه را از روی مباركش برداشت، دید كه مرغ روحش به ریاض جنّت پرواز كرده است، پس بر روی آن حضرت افتاد و آن حضرت را می‌بوسید و می‌گفت: چون به خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله می‌رسی. سلام اسماء بنت عمیس را به آن حضرت برسان.

 

در این حال امام حسن و امام حسین علیهماالسلام از در آمدند و گفتند: ای اسماء! چرا مادر ما در این وقت به خواب رفته است؟ اسماء گفت: مادر شما به خواب نرفته ولیكن به رحمت خداوندی واصل گردیده است، پس حضرت امام حسن علیه السلام خود را بر روی آن حضرت افكند و روی انورش را می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر با من سخن بگو پیش از آن كه روحم از جسد مفارقت كند، و حضرت امام حسین علیه السلام بر پایش افتاد و می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر بزرگوار! منم فرزند تو حسین. با من سخن بگو پیش از آن كه دلم شكافته شود و از دنیا مفارقت كنم.

 

پس اسماء گفت: ای دو جگر گوشه رسول خدا بروید و پدر بزرگوار خود را خبر كنید و وفات مادر خود را به او برسانید. پس ایشان بیرون رفتند، چون نزدیك مسجد رسیدند صدا به گریه بلند كردند، پس صحابه به استقبال ایشان دویدند و گفتند: سبب گریه شما چیست ای فرزندان رسول خدا؟ حق تعالی هرگز دیده شما را گریان نگرداند، مگر جای جدّ خود را خالی دیده‌اید و از شوق ملاقات او گریان گردیده‌اید؟ گفتند: مادر ما از دنیا مفارقت نمود. چون امیرالمؤمنین این خبر را شنید، فرمود: بعد از تو خود را به كه تسلی دهم. (كشف الغمة؛2/122)

 

چون این خبر در مدینه منتشر گردید، شیون از خانه‌های مدینه بلند شد، و مردم جمع شده بودند و گریه می‌كردند و انتظار بیرون آمدن پیکر حضرت را می‌كشیدند. پس ابوذر بیرون آمد و گفت: بیرون آوردن آن حضرت را به تأخیر انداختند، پس مردم متفرق شده، برگشتند. چون پاسی از شب گذشت و دیده‌ها به خواب رفت، جنازه را بیرون آوردند، امیرمؤمنان و حسن و حسین علیهم السلام و عمّار و مقداد و عقیل و زهیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنی‌هاشم و خوّاص آن حضرت، بر آن بانوعلیهاالسلام نمازگزاردند و در همان شب دفن كردند. حضرت علی علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت كه ندانند قبر آن بانو علیهاالسلام كدام است.

 

به روایتی دیگر چهل قبر دیگر را آب پاشیدند كه قبر آن حضرت مشخص نباشد و به روایت دیگر قبر آن حضرت را با زمین هموار كرد كه علامت قبر معلوم نباشد؛ این کارها برای آن بود كه موضع قبر آن حضرت را ندانند و بر قبر ایشان نماز نخوانند و خیال نبش قبر آن را به خاطر نگذرانند.(روضة الواعظین؛151) به این سبب در مورد محل قبر آن بانو علیهاالسلام اختلاف نظر واقع شده است: بعضی گفته‌اند در بقیع نزدیك قبور ائمه بقیع است و بعضی گفته‌اند میان قبر حضرت رسالت و منبر آن حضرت دفن شده است، زیرا كه حضرت فرمود: میان منبر و قبر من باغی از باغ‌های بهشت است و منبر من بر دری از درهای بهشت است. اصّح آن است كه آن حضرت را در خانه خود دفن كردند، چنانچه روایت صحیح بر آن دلالت می‌كند. ابن شهرآشوب و دیگران روایت كرده‌اند چون خواستند كه آن حضرت علیهاالسلام را در قبر گذارند، دو دست شبیه دست‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان قبر پیدا شد، و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.(مناقب ابن شهر آشوب؛ 3/414 با كمی اختلاف.)

 


مفضّل از حضرت صادق‌ علیه‌السلام سؤال نمود: فاطمه علیهاالسلام را چه كسی غسل داد؟ حضرت فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام غسل داد؛ زیرا كه فاطمه، صدیقه و معصومه بود، و معصوم را به غیر از معصوم غسل نمی‌دهد، چنانچه مریم را حضرت عیسی علیه السلام غسل داد.(علل الشرایع؛ ص184) از حضرت صادق علیه‌السلام پرسیدند: به چه سبب حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام، فاطمه علیهاالسلام را در شب دفن نمود؟ حضرت فرمود: برای آن كه فاطمه علیهاالسلام وصیّت كرده بود كه آن دو مرد اعرابی كه هرگز ایمان به خدا و رسول نیاورده بودند، بر او نماز نخوانند.(علل الشرایع؛ ص185) از حضرت علی علیه السلام. از علت دفن فاطمه علیهاالسلام در شب پرسیدند؟ فرمود: زیرا كه او خشمناك بود بر جماعتی و نمی‌خواست آنها بر جنازه او حاضر شوند، و حرام است بر كسی كه ولایت و محبّت آن جماعت را داشته باشد، كه بر احدی از فرزندان فاطمه نماز كند.(امالی شیخ صدوق؛ ص523)

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت كرده است، هفت كس بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نمازگزاردند: ابوذر، سلمان، مقداد، عمّاریاسر، خذیفه، عبدالله بن مسعود، و من امام ایشان بودم. (خصال؛361)



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه چهاردهم اسفندماه سال 1392

وبلاگ جملات حکیمانه

شما رهبر ارکستر سمفونیک افكار و احساسات خویشید. نباید گامهای خود را با صدای طبل و شیپور دیگران هماهنگ كنید. گوش به نوای درون خود بسپارید. نواهایی كه از درونتان بر میخیزد را هدایت كنید. الهی قمشه ای

 

ما موجودات خاكی نیستیم كه به بهشت می رویم. ما موجودات بهشتی هستیم كه از خاك سر بر آورده ایم. الهی قمشه ای

 

تنها مانع موجود بر سر شادمانی و نشاط، اعتقاد شما به وجود مانع بر این راه است. به همین دلیل راه را اشتباه می روید و گرفتار مشكل می شوید. الهی قمشه ای

 

وقتی یک دانه ی گیاه میکاری، هزاران هزار دانه میشود، همه اش برای تو.وقتی یک گل به کسی میدهی، هزاران هزار گل از دیگران میگیری؟ می دانی عزیز ، تو روی گنج داری زندگی میکنی و امیدوارم این را بدانی. الهی قمشه ای

 

سلیمان باش و دستور بده. به خشمت بگو : برو اونطرف وایسا. برو و بر سر تكبرم خالی شو. به قهرت بگو: شما بفرمایید و بین من و جناب دروغ قهر برقرار كنید. به دیو درونت قاطعانه بگو: نـــــــــه ، من غلام ِ تو نیستم. تو غلام منی. مانند سلیمان مُـلك وجودت را فرمانروایی كن. الهی قمشه ای

 

خیلی خوب است كه انسان زیباییهاوخوبیهاراستایش كندوخوبیهای مردم رابیان كند آنوقت اگراین ستایش برای خودحق باشد برمی گردد به حق ولی اگراین ستایش رابرای این كردكه به یك چیز دنی وحقیری برسد آنوقت این ستایش مانع میشود بین انسان وحق ونشانه دلبستگی به این دنیا است. الهی قمشه ای

 

مشکل فرصتیست تا چیزی مسی در وجودت را به طلای ناب تبدیل کنی . الهی قمشه ای

 

کسی که بینایی را خلق کرده است، یقینا بیناست . یک کور نمی تواند بینایی را خلق کند. پس او تو را می بیند. از او کمک بخواه   الهی قمشه ای

 

انسانها معمولا ما را تشویق می کنند که به بهای از دست دادن کنجکاوی، احتیاط را بر گزینیم و به قیمت از دست دادن ماجراجویی ، به امنیت متوسل شویم، از مجهولات بپرهیزیم و پا به وادی ناشناخته ها نگذاریم. ولی به این حقیقت توجه کنیم که زندگی که در آن لذت کشف کردن نباشد، حتما طعمی امتحان شده دارد و تکراریست...بروید و عالمهای ناشناخته را در وادی علم، هنر و موسیقی کشف کنید و لذت ببرید . الهی قمشه ای

 

هیچ دعائی بالاترازاین نیست که خدا ما را از خودش دور نکندوهیچ دردی هم بالاترازدردهجران نیست .الهی قمشه ای

 

اگر می گویند ذکر کنید ، منظور این نیست که یک تسبیح دستمون بگیریم و بگوییم: یا الله ، یا رحمان ، یا رحیم و ... ،اسم ببریم!  اینها ذکر نیست.  ذکر اینست که او در کل زندگی ما حضور داشته باشه.   اگر یک اسم خدا جمیل است، پس باید در معماریمان باشد، توی رفتارهایمان باشد، تو لباسمون باشد تو ظاهر و باطنمون باید باشد، تو صحبت کردنمون باید باشد.   کو جمیل!؟ که تو می گویی من ذاکرم!    هر کس ذاکر نباشد به اسماء الله زندگیش سخت می شود، معیشتش تنگ می شود . الهی قمشه ای

 

در زندگی مهم این  نیست که به ایده آل زندگی تان برسید بلکه مهم این است که در مسیر رسیدن به ایده آل زندگی تان حرکت کنید . الهی قمشه ای

 

احوال پرسی های ما بصورت تعارف درآمده و سریع تمام می شود ولی وقتی می گوییم حال تو چطوره؟ یعنی واقعاً دلم می خواهد بدانم و می خواهم بیایم در زندگی تو و بدانم چه نیازی داری؟ ما اگر واقعا حال هم را بپرسیم خیلی ازمشكلات حل می شود. الهی قمشه ای

 

آدم فقط وقتی گول می خورد كه صاف نیست وگرنه نمی شودكه انسان فرق دروغ با راست رانفهمد چون دروغ خیلی طعم و بو و مزه اش با راست فرق می كند
بوی كبر و بوی حرص و بوی آز درسخن گفتن بیاید چون پیاز ،آنچان كه اگر شامه ظاهری ماسالم باشد بوی پیاز را می توانیم تشخیص دهیم
اگرشامه باطنی ما هم سالم باشدمی توانیم تشخیص دهیم و می توانیم اطلاعات رابگیریم . الهی قمشه ای
 
 


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه چهاردهم اسفندماه سال 1392

وبلاگ جملات حکیمانه

اگر می بینیم کسی که قلبش پر از محبت علی است و از محبت علی اشک می ریزد و سرنوشت جامعه آن سرنوشت خوبی نیست و دردناک است.این نشان دهنده آنست که علی را نمی شناسد.
این علی شناسی نیست،علی پرستی است.
علی را نشناختن و محبت علی داشتن مساوی است با محبت همه ملتها بر پیامبر و معبودشان ،نه چیزی بیشتر... دکتر علی شریعتی

 

مشکل ما ضعف ایمان نیست، عدم معرفت علمی مسائلی است که به آن ایمان داریم و یکی از آن مسائل تشیع و اسلام است.معتقدیم ولی آنرا نمی شناسیم و  آشنایی منطقی از  آن نداریم و به مردی معتقدیم به عنوان یک امام و یک مرد بزرگ و کسی که همیشه مورد ستایش ما بوده،اما متاسفانه علی را نمی شناسیم.
مابیشتر به ستایش علی پرداختیم نه آشنایی با علی... دکتر علی شریعتی

 

محبت نجات بخش نیست ، معرفت نجات بخش است.ما موظف به شناخت علی در زمان خودمان هستیم نه محبت به امام.
هر کسی که علی را بشناسد،محبت واقعی را می فهمد و می شناسد نه محبت تلقینی که ثمری ندارد. دکتر علی شریعتی

 

علی مظهر پیروزی در شکست است.ما همیشه پیروزی را در پیروزی می شناسیم ولی علی درس بزرگی به ما داد و آن درس پیروزی در شکست است. دکتر علی شریعتی

 

در جملاتی که علی در تمام عمرش گفت ، این جمله از همه رساتر و عمیقتر ،زیباتر ، اثربخش و آموزنده تر بود.
کدام عبارت؟کدام جمله؟
آن ۲۵ سال سکوت علی است. دکتر علی شریعتی

 

مگر با کلمات می توان از علی سخن گفت ؟
باید به سکوت گوش فرا داد تا از او چه ها می گوید ؟
او با علی آشناتر است. دکتر علی شریعتی

 

درد علی دو گونه است: دردی كه از ضربه ی ابن ملجم در فرق سرش احساس می كند و درد دیگر دردی است كه او را تنها در نیمه شب های خاموش به دل نخلستانهای اطراف مدینه كشانده...و به ناله درآورده است.ما تنها بر دردی می گرییم كه از ابن ملجم در فرقش احساس می كند.
اما این درد علی نیست
دردی كه چنان روح بزرگی را به ناله آورده است ،تنهایی است كه ما آن را نمی شناسیم .باید این درد را بشناسیم نه آن درد را ، كه علی درد شمشیر را احساس نمی كند.
و ....ما
درد علی را احساس نمی كنیم. دکتر علی شریعتی

 

من معتقدم،اسلام کمتر مدیون شمشیر علی و جهاد اوست و بیشتر مدیون سکوت و تحمل اوست! دکتر علی شریعتی 

 

ما یك ملت «دوستدار علی» ‌هستیم، اما نه «شیعه علی »‌!
چراكه شیعه علی ، علی ‌وار بودن، علی ‌وار اندیشیدن، علی ‌وار احساس كردن در برابر جامعه، ‌علی وار مسؤولیت احساس كردن و انجام دادن و در برابر خدا و خلق، ‌علی ‌وار زیستن، علی ‌وار پرستیدن و علی ‌وار خدمت كردن است. دکتر علی شریعتی

 

«شیعه علی بودن» از «چون علی عمل كردن» شروع می‌شود. دکتر علی شریعتی

 

اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت. دکتر علی شریعتی

 

علی سه شعار گذاشت ، سه شعاری که همه هستی خودش و خاندانش قربانی این سه شعار شدند : « مکتب » ، «وحدت» و «عدالت» . دکتر علی شریعتی

 

وقتی زور ، جامه تقوی می پوشد ، بزرگترین فاجعه در تاریخ پدید می آید !
فاجعه ای که قربانی خاموش و بی دفاعش علی است و فاطمه و بعدها دیدیم که فرزندانشان یکایک و اخلافشان همه ! دکتر علی شریعتی

 

از هنگامی كه به جای شیعه علی بودن و از هنگامی كه به‌جای شیعه حسین بودن و شیعه زینب بودن، یعنی «پیرو شهیدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهیدان شده‌اند و بس، در عزای همیشگی مانده‌ایم! دکتر علی شریعتی

 

تشیع صفوی،بر خلاف تشیع علوی مذهب راه حل یابی است برای گریز از مسئولیت ها. مذهب تجلید و تذهیب و تجلیل قرآن ، نه تحقیق و تفسیر قرآن.تقدیس قرآن اما نه برای باز کردن و خواندن قرآن. توسل یکسره به کتاب دعا، برای بستن قرآن، چرا که گشودن قرآن، سخت است و مسئولیت آور، کتابی که چنان حساب و کتاب دقیقی دارد که می گوید نتیجه یک ذره کار نیک را می بینی، و کیفر ذره ای کار بد را می چشی ( فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره و من یعمل مثقال ذرة شراً یره ) دکتر علی شریعتی

 

خدایا به من زیستنی عطا کن، که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم ، و مردنی عطا کن که بربیهودگیش سوگوار نباشم . برای اینکه هر کس آنچنان می میرد که زندگی می کند. خدایا تو چگونه زیستن را به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت .خدایا رحمتی کن تا ایمان ، نان ونام برایم نیاورد ، قدرتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم ، تا از آنهایی باشم که پول دنیا را می گیرند و برای دین کار می کنند ، نه از آنهایی که پول دین می گیرند و برای دنیا کار می کنند . دکتر علی شریعتی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()



برادرم ...   خواهرم ...

لطف و رحمت بی‌نهایت خداوند بر بندگانش تا جاییست که بواسطه کوچکترین عمل نیك از گناهان و معاصی آنها درمیگذرد؛ خوبیها را مضاعف می کند و بدیها... و بدیها را نه تنها مضاعف نمیکند بلكه آنها را به وسیله توبه و استغفار و اعمال نیک پاک میکند .

وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفاً مِّنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّـیِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِینَ {114} هود

بدرستیكه حسنات ونیكیها، گناهان و بدیها را پاك می‌كنند.

 

 در ادامه، برخی از اعمالی که سبب پاك‌ شدن گناهان انسان میشود را به اختصار ذكر می‌نماییم:

تلاوت قرآن: رسول اکرم   میفرماید:« مَنْ قَرَأَ حَرْفًا مِنْ كِتَابِ اللَّهِ فَلَهُ بِهِ حَسَنَةٌ وَالْحَسَنَةُ بِعَشْرِ أَمْثَالِهَا لاَ أَقُولُ (الم) حَرْفٌ وَلَكِنْ أَلِفٌ حَرْفٌ وَلاَمٌ حَرْفٌ وَمِیمٌ حَرْفٌ»[الترمذی] «هركس حرفی از كتاب خدا (قرآن) بخواند، یك حسنه ونیكی نصیبش می‌شود؛ و هر حسنه 10 برابر می‌شود؛نمی‌گویم (الم) یك حرف است، بلكه (الف) یك حرف، (لام) یك حرف و (میم) یك حرف محسوب میشود.» و...

 

ذکر: ساده‌ترین و آسانترین عبادتی كه سبب پاك شدن گناهان میشود، ذكر است؛ كه گفتن آن برای زبان سهل و آسان امّا اجر و ثواب آن در میزان حسنات زیاد و سنگین میباشد. انسان در همه حالات (بجز در دستشویی و حمّام) میتواند ذكر بگوید؛ حتّی اینكار برای زنی كه در ایّام عادت ماهیانه است، هم منعی ندارد.

الف - ذكر « سُبْحَانَ اللَّهِ ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ ، وَلاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ ، وَاللَّهُ أَكْبَرُ »

رسول اکرم   میفرماید: « تَنْفُضُ الْخَطَایَا كَمَا تَنْفُضُ الشَّجَرَةُ وَرَقَهَا » [احمد] (این ذكر) گناهان را فرومی‌ریزد، همانطوری كه درخت برگهایش را فرومی‌ریزد.

در روایتی دیگر، رسول اکرم   میفرماید: هر کس بعد از نماز، 33 بار « سُبْحَانَ اللَّهِ » و 33بار « الْحَمْدُ لِلَّهِ » و33 بار «اللَّهُ أَكْبَرُ » و در یکصدمین بار « لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِیكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَىْءٍ قَدِیرٌ »بگوید، گناهان او بخشیده میشود؛ اگرچه (گناهانش) به اندازه کف روی دریا باشد. [مسلم]

ب- ذكر « سُبْحَانَ اللَّهِ وَبِحَمْدِهِ »

رسول اکرم   میفرماید: « حُطَّتْ خَطَایَاهُ ، وَإِنْ كَانَتْ مِثْلَ زَبَدِ الْبَحْرِ » هر کس در روز صد بار « سُبْحَانَ اللَّهِ وَبِحَمْدِهِ » بگوید، گناهان او بخشیده میشود اگر به اندازه کف دریا باشد. [متفق علیه]

ج- ذکر « لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِیكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَىْءٍ قَدِیرٌ » رسول الله   میفرماید: هرکس در روز صد بار این ذكر را بگوید، برایش ثواب آزاد کردن 10 برده، و همچنین 100 نیکی برای او نوشته میشود و 100 گناه از او پاک می شود و او را از شیطان حفظ میکند. [البخاری و مسلم]

د- ذكر «استغفار» یا گفتن « أَسْتَغْفِرُ اللهَ »

رسول الله   میفرماید: «اگر شخصی كه مرتكب گناه شده است، خوب وضو بگیرد و سپس 2 ركعت نماز بخواند و بعد از آن استغفار كند و از الله عزّوجّل طلب مغفرت نماید؛ خداوند او را می‌بخشد.» [ابوداود]

در حدیثی دیگر میفرمایند:« هركس «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِى لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ وَأَتُوبُ إِلَیْهِ» بگوید، گناهانش بخشیده میشود؛ حتی اگر از میدان جهاد فرار كرده باشد.» [ابوداود]

هـ- «صلوات» فرستادن بر رسول الله   

 رسول الله   میفرماید: «هر كس بر من یك صلوات بفرستد، خداوند بر او 10 صلوات (رحمت) میفرستد و از او 10 گناه پاك میكند و 10 درجه به درجات ایمان و مقام او نزد خداوند افزوده میشود.» [النسائی]

اللَّهُمَ صَلِّ وَ سَلِّمْ عَلَى نَبِیِّنَا مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِهِ وَ صَحْبِهِ أَجْمَعِینَ

وضو و اعمال پس از آن 

الف- وضو گرفتن: یكی از اعمالی كه سبب پاك شدن گناهان ما میشود، وضو است. از عثمان بن عفان    روایت شده كه رسول الله   فرمودند: « مَنْ تَوَضَّأَ فَأَحْسَنَ الْوُضُوءَ خَرَجَتْ خَطَایَاهُ مِنْ جَسَدِهِ حَتَّى تَخْرُجَ مِنْ تَحْتِ أَظْفَارِهِ » [مسلم] هر كس وضو بگیرد و در وضو گرفتن دقّت كند، گناهانش از بدنش خارج میشود؛ بطوریكه گناهانش حتی از زیر ناخنهایش نیز خارج میشود.

ب- خواندن ذكر مخصوص و2ركعت نماز بعد از وضو:

رسول الله   میفرماید: هركس خوب وضو بگیرد، سپس

 بگوید: «أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِیكَ لَهُ وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ» درهای هشتگانه بهشت برایش گشوده میشود تا از هر كدام كه بخواهد وارد شود. [مسلم]

و در حدیثی دیگر سیّدنا عثمان    روایت میكند كه رسول الله   فرمود: «هر كس وضو بگیرد مانند وضویی كه من گرفتم، و بعد از آن 2 ركعت نماز بخواند در حالیكه در دلش چیزی از امور دنیوی نباشد، گناهان گذشته‌اش بخشیده میشود.» [البخاری و مسلم]

اذان و ذكر پس از آن

الف- اذان گفتن: از جمله اعمالی كه كفّاره گناه انسان میشود، اذان است. ابوهریرة    از رسول الله   روایت میكند كه ایشان فرمود:«الْمُؤَذِّنُ یُغْفَرُ لَهُ مَدَى صَوْتِهِ وَیَشْهَدُ لَهُ كُلُّ رَطْبٍ وَیَابِسٍ» [ابوداود وابن‌خزیمة والنسائی] موذن به اندازه‌ای كه صدایش پیش برود از گناهانش بخشیده میشود و هر تَر و خشكی (موجود جاندار و بی‌جانی) به نفع او گواهی و شهادت میدهد.ودر روایت امام احمد « یُغْفَرُ لِلْمُؤَذِّنِ مُنْتَهَى أَذَانِهِ وَیَسْتَغْفِرُ لَهُ كُلُّ رَطْبٍ وَیَابِسٍ سَمِعَهُ »[صحیح الترغیب] موذن به اندازه‌ای كه صدای اذانش پیش برود از گناهانش بخشیده میشود و هر تَر و خشكی (موجود جاندار و بی‌جانی) كه صدایش را بشنود، برای او طلب مغفرت می‌كند.

ب- ذکر بعد اذان: « هر کس بعد از اذان «أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِیكَ لَهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ, رَضِیتُ بِاللَّهِ رَبًّا وَبِمُحَمَّدٍ رَسُولاً وَبِالإِسْلاَمِ دِینًا» بگوید،گناه او بخشده میشود.» [مسلم]

نمازهای فرض وسنّت

   تمامی نمازهای فرض و سنّت باعث كفارّه گناهان میشوند.

رسول اکرم   میفرماید: اگر مقابل خانه‌ی شما نهر آبی جاری باشد و شما روزی پنج بار خود را بشوئید، آیا چرکی بر بدن شما باقی می‌ماند؟ گفتند: خیر، چركی باقی نمی‌ماند. رسول اکرم   فرمود: پس نمازهای پنج وقت همچنین است؛ خداوند بوسیله آن گناهان را پاك كرده و از بین میبرد. [البخاری ومسلم]

در حدیث دیگر رسول اکرم   میفرماید: نماز پنج وقت و جمعه تا جمعه کفّاره گناهان بین خود هستند؛ در صورتیكه از ارتكاب گناهان كبیره اجتناب شود. [مسلم] 

قدم برداشتن به سوی مسجد

رسول اکرم   میفرماید: «أَلاَ أَدُلُّكُمْ عَلَى مَا یَمْحُو اللَّهُ بِهِ الْخَطَایَا وَیَرْفَعُ بِهِ الدَّرَجَاتِ».قَالُوا بَلَى یَا رَسُولَ اللَّهِ.قَالَ:«إِسْبَاغُ الْوُضُوءِ عَلَى الْمَكَارِهِ وَكَثْرَةُ الْخُطَا إِلَى الْمَسَاجِدِ » [مسلم]

«آیا شما را راهنمایی نكنم به امری كه خداوند به سبب آن گناهان را پاك و درجات را بالا میبرد؟» گفتند: بلی ای رسول خدا. فرمود: «وضو گرفتن در شرایط سخت (مثل گرما وسرما) و زیاد قدم برداشتن بسوی مساجد.»

نشتن در مسجد و انتظار نماز بعد از نماز

قال رسول الله   : « الْمَلاَئِكَةُ تُصَلِّى عَلَى أَحَدِكُمْ مَا دَامَ فِى مُصَلاَّهُ الَّذِى صَلَّى فِیهِ ، مَا لَمْ یُحْدِثْ ، تَقُولُ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لَهُ اللَّهُمَّ ارْحَمْهُ »[البخاری ومسلم]

«فرشتگان مادامیكه فرد پس از نماز در جایگاه نماز خود نشسته، برای وی دعا می‌كنند؛ تا زمانیكه بی‌وضو نشود؛ و می‌گویند: خداوندا او را بیامرز و مورد رحمت قرار بده.»

ونیز رسول اکرم   میفرماید: «آیا شما را راهنمایی نكنم به امری كه گناهانتان را پاك و درجاتتان را بالا میبرد؟» گفتند: بلی ای رسول خدا. فرمود: ...و انتظار نماز پس از نماز.» [مسلم] 

مثلاً اینكه بعد از نماز ظهر، به فكر نماز عصر باشیم.

صدقه دادن و کمک کردن به فقراء و مستمندان         قال رسول الله  :«وَالصَّدَقَةُ تُطْفِئُ الْخَطِیئَةَ كَمَا یُطْفِئُ الْمَاءُ النَّارَ»[صحیح الترغیب]  «و صدقه گناهان را از بین می‌برد، همانطوریکه آب، آتش را از بین می‌برد وخاموش می‌سازد.» بهترین صدقه، صدقه‌ایست که در خاموشی و پنهانی داده شود.

روزه

 الف- روزه ماه مبارك رمضان: قال رسول الله   : «مَنْ صَامَ رَمَضَانَ إِیمَانًا وَاحْتِسَابًا غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ»[البخاری ومسلم]

«كسیكه رمضان را از روی ایمان و امید ثواب روزه بگیرد، تمام گناهان گذشته او بخشیده و عفو میشود.»

ب- روزه روز عرفه: عَنْ أَبِى قَتَادَةَ    قال رسول الله  : «صِیَامُ یَوْمِ عَرَفَةَ أَحْتَسِبُ عَلَى اللَّهِ أَنْ یُكَفِّرَ السَّنَةَ الَّتِى قَبْلَهُ وَالسَّنَةَ الَّتِى بَعْدَهُ »[مسلم]

از ابوقتادة    روایت است كه رسول اکرم   فرمودند: «من از خداوند متعال امید دارم كه روزه روز عرفه، كفّاره گناهان یك سال قبل و یك سال بعد گردد.»

ج- روزه روز عاشورا (دهم محرّم): عَنْ أَبِى قَتَادَةَ الأَنْصَارِىِّ    أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ    سُئِلَ عَنْ صَوْمِ یَوْمِ عَاشُورَاءَ فَقَالَ « یُكَفِّرُ السَّنَةَ الْمَاضِیَةَ»[مسلم]

ازابوقتادة    روایت است كه از رسول اکرم   در مورد روزه روز عاشورا سؤال شد. فرمود: «كفّاره گناهان یك سال گذشته است.»

د- روزه دوشنبه و پنجشنبه :

رسول اکرم   دوشنبه و پنجشنبه را روزه می‌گرفت. گفته شد: یا رسول الله همانا شما دوشنبه و پنجشنبه را روزه میگیرید؟ فرمود: «همانا خداوند در روز دوشنبه و پنجشنبه هر مسلمانی را می‌بخشد و گناهان او را پاك می‌كند؛ بجز كسانیكه با هم قهرند؛ آنها بخشیده نمیشوند، مگر زمانیكه صلح کنند.» [احمد]

حج و عمره

قال رسول الله : « مَنْ حَجَّ فَلَمْ یَرْفُثْ وَلَمْ یَفْسُقْ رَجَعَ كَیَوْمِ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ » [البخاری ومسلم]

«هر کس حج کرد و در آن مرتکب شهوت نفس و سخن بد و فحش نشد، از گناهان پاک می‌شود مانند روزی که از مادر تولد شده است.»

و قال رسول الله  : «الْعُمْرَةُ إِلَى الْعُمْرَةِ كَفَّارَةٌ لِمَا بَیْنَهُمَا » [البخاری و مسلم]

«یک عمره تا عمره دیگر، کفّاره گناهان بین آن دو می‌شود.»

مصافحه کردن ودست گرفتن هنگام سلام

عَنِ الْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ   قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ   :«مَا مِنْ مُسْلِمَیْنِ یَلْتَقِیَانِ فَیَتَصَافَحَانِ إِلاَّ غُفِرَ لَهُمَا قَبْلَ أَنْ یَتَفَرَّقَا.» [السلسلة الصحیحة]

«هرگاه دو نفر مسلمان با هم ملاقات نمایند و مصافحه كنند (دست یكدیگر را بگیرند)، قبل از اینكه از یكدیگر جدا شوند، گناهانشان بخشیده می‌شود.»

عیادت مریض

عن علی    قال:«مَا مِنْ رَجُلٍ یَعُودُ مَرِیضًا مُمْسِیًا إِلاَّ خَرَجَ مَعَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ یَسْتَغْفِرُونَ لَهُ حَتَّى یُصْبِحَ وَكَانَ لَهُ خَرِیفٌ فِى الْجَنَّةِ وَمَنْ أَتَاهُ مُصْبِحًا خَرَجَ مَعَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ یَسْتَغْفِرُونَ لَهُ حَتَّى یُمْسِىَ وَكَانَ لَهُ خَرِیفٌ فِى الْجَنَّةِ» [ابوداود]

سیّدنا علی   میفرماید: هر كس شامگاه به عیادت مریض برود، 70 هزار ملائكه همراهش خارج میشوند و تا صبح برای او طلب مغفرت می‌كنند و از انواع میوه‌های بهشتی برخوردار می‌شود؛ و هركس صبحگاه به عیادت مریض برود،70 هزار ملائكه همراهش خارج میشوند و تا شب برای او طلب مغفرت می‌كنند و از انواع میوه‌های بهشتی برخوردار می‌شود.

مریضی و درد و غم

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ   : «مَا مِنْ مُسْلِمٍ یُصِیبُهُ أَذًى مِنْ مَرَضٍ فَمَا سِوَاهُ إِلاَّ حَطَّ اللَّهُ بِهِ سَیِّئَاتِهِ كَمَا تَحُطُّ الشَّجَرَةُ وَرَقَهَا» [البخاری ومسلم]

هرگاه فرد مسلمان، به هرگونه مصیبت و ناراحتی مانند مریضی وغیره دچار شود، الله عزّوجّل به سبب آن، گناهانش را فرومی‌ریزد؛ همانطور كه درخت برگهایش را فرومی‌ریزد.

ودر روایتی دیگر میفرمایند:«حتی الشوکة یشاکها» حتی اگر خاری به پای مومن برود، گناه او پاک میشود.

برداشتن هر گونه اذیّتی(مانند سنگ و خار) از راه مردم

 

عَنْ أَبِى هُرَیْرَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ   قَالَ: «بَیْنَمَا رَجُلٌ یَمْشِـى  بِطَرِیقٍ وَجَدَ غُصْنَ شَوْكٍ عَلَى الطَّرِیقِ فَأَخَّرَهُ ، فَشَكَرَ اللَّهُ لَهُ ، فَغَفَرَ لَهُ » [البخاری ومسلم]

 رسول اکرم   میفرماید: « مردی در راهی قدم‌زنان می‌رفت، در راه شاخه‌ای خار یافت، پس آن را به كناری زد؛ خداوند اینكار او را قدردانی فرموده و بدین سبب گناهان او را بخشید. »

ودر پایان...

لازم به ذكر است كه تمامی کارهای نیک واعمال صالح باعث از بین رفتن گناه می شود.

قال الله تعالی:

وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفاً مِّنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّـیِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِینَ {114} هود

بدرستیكه حسنات ونیكیها، گناهان و بدیها را پاك می‌كنند.

                                                                                                                                                               منبع : سایت نور ایمان




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه بیستم بهمنماه سال 1392


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه بیستم بهمنماه سال 1392


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه بیستم بهمنماه سال 1392


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه بیستم بهمنماه سال 1392


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه بیستم بهمنماه سال 1392


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه بیستم بهمنماه سال 1392


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه پانزدهم آبانماه سال 1392


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه بیست و دوم مهرماه سال 1392

اللهم صل علی محمد و آل محمد

اللّهم صلِّ علی محمَّد و آل محمَّد 


 


حضرت محمد (ص) فرمود:هر کس هر روز از روی شوق و محبت به من سه مرتبه صلوات بفرستد بر خدا لازم می شود که گناهان او را بیامرزد در همان روز یا همان شب .


ثبت نشدن گناه تا سه روز با صلوات   


حضرت محمد (ص) فرمود: هر کس یک مرتبه بر من صلوات بفرستدآن دو ملکی که محافظ رفتار او هستند تا سه روز هیچ گناهی برای او نمی نویسند.                                  


عفو گناهان چندین ساله با صلوات


حضرت محمد (ص) فرمود: هر کس در روز جمعه صد مرتبه بر من صلوات بفرستد حق تعالی گناهان هشتاد ساله ی او را بیامرزد.


حاجت دنیا و آخرت با صلوات


امام رضا فرمود:کسی که بعد از نماز صبح و مغرب قبل از این که از حالت نماز خارج شود بگوید:"ﺇنَّ الله وَ مَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یَا اَیُّهَاالَّذینَ آمنوا صَلَّوا عَلَیهِ و سَلَّموا تسلیماً" سپس بگوید " اللهم صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و ذُرّیتَهُ" خداوند صد حاجت او را برآورده می کند که هفتاد حاجت در دنیا و سی حاجت در آخرت است.    


گنج با صلوات


این صلوات از اصرار است و اگر برای آخرت خوانده شود معنویات به دست آید و اگر برای دنیا خوانده شود به ثروت بسیار می رسد. ده مرتبه صبح و ده مرتبه عصر نزدیک مغرب بخواند و برای ختم99 مرتبه لازم است:


اللهمَّ صلِّ علی سیِّدِنا و حبیبنِا و شفیعِنا محمَّدٍ حاءِِ الرَّحمةِ وَ میم المُلکِ و دالِ الداومِ السَّیِدِ الْکامِل الفاتِح الخاتِم کُلَّما ذکَرَکَ و ذَکَرَهُ الذاکِرونَ و کُلَّما سَهی و غَفَلَ عَن ذِکرکَ و ذَکَرَهُ الغافِلونَ صلاةً دائِمَة بِدَوامِکَ باقیة ببَقائِکَ لا مُنتَهی لها دونَ ذلِکَ و عَلی آلِهِ و اَصحابهِ کَذلِکَ اَنَّکَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیر.


یک صلوات برابر با هفتاد رکعت نماز


امام صادق فرمود:پاداش کسی که بین نماز ظهر و عصر صلوات بفرستد معادل پاداش  هفتاد رکعت نماز است.


دیدن بهشت با صلوات


حضرت محمد(ص) فرمود: هر کس هر روز هزار صلوات بر فرستد از دنیا نخواهد رفت تا جای خود را در بهشت ببیند.


بوئیدن گل با صلوات 


مالک جهنی میگوید:گلی به حضرت امام جعفر صادق(ع) دادم،گرفتند و بوئیدندو بر هر دو دیده گذاشتند سپس فرمودند : هر که گلی را بگیرد و ببوید و بر دیده ها بگذارد و بگوید: "اللهم صل علی  محمد وآل محمد" هنوز بر زمین نگذاشته باشد که گناهانش آمرزیده می شود.


دیدار امام عصر(ع) با صلوات


امام صادق (ع) فرمود : هر کس بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگوید: "اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم" نمی میرد تا این که حضرت مهدی (ع) را درک کند و به ملاقاتش نایل آید.


صلوات برابر است با 12 هزار ختم قرآن


رسول خدا (ص) فرمود:هر که در شب جمعه، 2 رکعت نماز به جا آورد و در هر رکعت 50 مرتبه سوره ی اخلاص را بخواند و بعد از آن بگوید:"اللّهُمَ صَلِّ علَی النَّبِی العربی وَ آلِهِ" ، خدا گناهان گذشته و آینده او را  بیامرزد و چنان باشد که گویا دوازده هزار مرتبه قرآن را ختم کرده است و خدا او را از گرسنگی و تشنگی روز قیامت حفظ کند و تمام اندوه او را بر طرف سازد و او را از ابلیس و لشکریانش حفظ کند و مرگ را بر او آسان گرداند و اگر در آن روز و یا آن شب بمیرد شهید مرده و خدا عذاب قبر از او بردارد و هر چه از خدا تقاضا کند به او عطا کند و نماز و روزه ی او را قبول فرماید و ملک موت روح او را قبض نکند تا آن که رضوان ریحان بهشت را به نزد او آورد.


نوشتن صلوات


رسول خدا (ص) فرمود : هر کس در کتابی یا نوشته ای بر من صلوات بنویسد ،تا زمانی که نام من در آن کتاب هست فرشتگان پیوسته برای او از درگاه حق آمرزش می کنند.


صلوات سپر آتش جهنم


حضرت محمد (ع) فرمود: کسی که بر من صلوات بفرستد هرگز داخل آتش جهنم نخواهد شد.       


یک صلوات برابر است با ده هزار صلوات


 


شخصی نزد سلطان محمود سبکتکین رفت و گفت: مدتی بود که می خواستم رسول خدا (ص) را در خواب ببینم و غم خود      را برای او بازگو کنم که سعادت مساعدت نمود و در شب گذشته به این دولت رسیدم و جمال با کمال آن حضرت را در خواب دیدم و گفتم: یا رسول الله ، هزار درهم قرض دارم و بر ادای آن قادر نیستم، می ترسم  که اجل برسد و آن بدهی در گردن من باقی بماند، آن حضرت فرمود: برو نزد محمود سبکتکین و آن مبلغ را از او بستان عرض کردم : شاید از من باور نکند و نشان طلبد.فرمود : به او بگو به آن نشان که در اول شب ، سی هزار مرتبه بر من صلوات می فرستد و در آخر شب ، سی هزار مرتبه دیگر بر من صلوات می فرستد ، سلطان محمود از شنیدن این خواب به گریه آمد و تصدیق کرد و قرض او را ادا کرد و هزار د رهم دیگر به او بخشید ، اطرافیان سلطان تعجب کردند و گفتند: ای سلطان حرفهای این مرد را چگونه تصدیق می کنی و حال آنکه ما در اول شب و آخر شب با تو هستیم و نمی بینیم که به فرستادن صلوات مشغول باشی و اگر کسی در تمام اوقات شبانه روز به فرستادن صلوات مشغول باشد نمی تواند که شصت هزار صلوات بفرستد.


سلطان محمود گفت : من از علما شنیده ام که هر که یک بار این صلوات را بفرستد گویا چنان است که ده هزار مرتبه صلوات فرستاده است و من در اول شب سه مرتبه و در آخر شب نیز سه مرتبه این صلوات را می خوانم . پس این شخص که پیغام آن حضرت راآورده درست و راست می گوید و این گریه ی من از شادی است . این صلوات چنین است:


اللّهُمَ صَلِّ علی سَیِّدِنا نَبیِّنا مُحَمَّدٍ وَ آلِه مَا اختُلِفَ المَلَوان وَ تَعاقُب العَصران وَ کرَّ الجَدیدان وَ استَقبَلَ الفَرقَدان وَ بَلِّغ روحَهُ وَ اَرواحِ اَهلِ بَیتِهِ مِنِّی التَّحیَّة و السّلام.


کیفر صلوات نفرستادن بر خاندان پیامبر


پیامبر اکرم فرمود: کسی که بر من صلوات بفرستد ولی بر آل من صلوات نفرستد بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد.                     


گم کردن راه بهشت


رسول خدا فرمود: کسی که صلوات بر من را فراموش کند راه بهشت را گم کرده است.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه بیست و دوم مهرماه سال 1392


 

صلواتی که از اسرار می‌باشد

 

این صلوات از اسرار می‌باشد که اگر برای آخرت بخواند معنویات به دست می‌آورد و مشهور است اگر برای دنیا بخواند گنج پیدا خواهد کرد. ده مرتبه صبح، ده مرتبه عصر، نزدیک مغرب و عشا بخواند و برای ختم ۹۹ مرتبه لازم است.

 

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی سَیِّدَنا وَ حَبیبِنا وَ شَفیعِنا مُحَمَّدٍ حاءِ الرَّحْمَه وَ میمی الْمُلک وَ دالِ الدَّوامِ اَسَّیَّد الْکامِلِ الْفاتِحِ الْخاتِمِ کُلَّما ذَکَرَکَ وَ ذَکَرَهُ الذّاکِروُنَ وَ کُلَّما سَهی وَ غَفَلَ عَنْ ذِکْرِکَ وَ ذِکْرِهِ الْغافِلُونَ صَلَواهً دائِمَهً بِدَوامِکَ باقِیّهً بِبَقائِکَ لامُنْتَهی لَها دُونَ ذلِکَ وَ عَلی الِهِ وَ اَصْحابِه کَذلِکَ اَنَّکَ عَلی کُلِ شَیٍْ قَدیر وَ بِالاِجابَهِ جَدیر.

 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه بیست و یکم مهرماه سال 1392

نام مبارك امام پنجم محمد بود .

لقب آن حضرت باقر یا باقرالعلوم است ,بدین جهت كه : دریاى دانش را شكافت و اسرار علوم را آشكارا ساخت .

القاب دیگرى مانند شاكر و صابر و هادى نیز براى آن حضرت ذكر كردهاند كه هریك بازگوینده صفتى از صفات آن امام بزرگوار بوده است .

كنیه امام ابوجعفر بود .

مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى ( ع )است .

بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اكبر حضرت امام حسن ( ع )و از سوى پدر به امام حسین ( ع ) میرسید .

پدرش حضرت سیدالساجدین , امام زین العابدین , على بن الحسین ( ع ) است .

تولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57 هجرى در مدینه جانگداز كربلا همراه پدر و در كنار جدش حضرت سیدالشهداء كودكى بود كه به چهارمین بهار زندگیش نزدیك میشد .

دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95 هجرى كه سال درگذشت امام زین العابدین ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114 ه . یعنى مدت 19 سال و چند ماه ادامه داشته است .

در دوره امامت امام محمد باقر ( ع ) و فرزندش امام جعفرصادق ( ع ) مسائلى مانند انقراض امویان و بر سر كار آمدن عباسیان و پیدا شدن مشاجرات سیاسى و ظهور سرداران و مدعیانى مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانى و دیگران مطرح است , ترجمه كتابهاى فلسفى و مجادلات كلامى در این دوره پیش میآید , و عدهاى از مشایخ صوفیه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پیدا میشوند .

قاضیها و متكلمانى به دلخواه مقامات رسمى و صاحب قدرتان پدیدمیآیند و فقه و قضاء و عقاید و كلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراكز قدرت خلافت شرح و تفسیر مینماید , و تعلیمات قرآنى - به ویژه مسأ له امامت و ولایت را , كه پس از واقعه عاشورا و حماسه كربلا , افكار بسیارى از حق طلبان را به حقانیت آل على ( ع ) متوجه كرده بود , و پرده از چهره زشت ستمكاران اموى ودین به دنیا فروشان برگرفته بود , به انحراف میكشاندند و احادیث نبوى را دربوته فراموشى قرار میدادند .

برخى نیز احادیثى به نفع دستگاه حاكم جعل كرده ویا مشغول جعل بودند و یا آنها را به سود ستمكاران غاصب خلافت دگرگون مینمودند .

اینها عواملى بود بسیار خطرناك كه باید حافظان و نگهبانان دین در برابر آنهابایستند .

بدین جهت امام محمد باقر ( ع ) و پس از وى امام جعفر صادق ( ع )از موقعیت مساعد روزگار سیاسى , براى نشر تعلیمات اصیل اسلامى و معارف حقه بهره جستند , و دانشگاه تشیع و علوم اسلامى را پایهریزى نمودند .

زیرا این امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقیقى تعلیمات پیامبر( ص ) و ناموس و قانون عدالت بودند , و میبایست به تربیت شاگردانى عالم و عامل و یارانى شایسته و فداكار دست یازند , و فقه آل محمد ( ص ) را جمع و تدوین و تدریس كنند .

به همین جهت محضر امام باقر ( ع ) مركز علماء ودانشمندان و راویان حدیث و خطیبان و شاعران بنام بود .

در مكتب تربیتى امام باقر ( ع ) علم و فضیلت به مردم آموخته میشد .

ابوجعفر امام محمد باقر ( ع )متولى صدقات حضرت رسول ( ص ) و امیرالمؤمنین ( ع ) و پدر و جد خود بود واین صدقات را بر بنى هاشم و مساكین و نیازمندان تقسیم میكرد , و اداره آنهارا از جهت مالى به عهده داشت .

امام باقر ( ع ) داراى خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامى بود .

سیرت و صورتش ستوده بود .

پیوسته لباس تمیز و نومیپوشید .

در كمال وقار و شكوه حركت میفرمود .

از آن حضرت میپرسیدند : جدت لباس كهنه و كم ارزش میپوشید , تو چرا لباس فاخر بر تن میكنى ؟ پاسخ میداد : مقتضاى تقواى جدم و فرماندارى آن روز , كه محرومان و فقرا و تهیدستان زیادبودند , چنان بود .

من اگر آن لباس بپوشم در این انقلاب افكار , نمیتوانم تعظیم شعائر دین كنم .

امام پنجم ( ع ) بسیار گشادهرو و با مؤمنان و دوستان خویش برخورد بود .

با همه اصحاب مصافحه میكرد و دیگران را نیز بدین كار تشویق میفرمود .

در ضمن سخنانش میفرمود : مصافحه كردن كدورتهاى درونى را از بین میبرد و گناهان دوطرف - همچون برگ درختان در فصل خزان - میریزد .

امام باقر ( ع ) در صدقات و بخشش و آداب اسلامى مانند دستگیرى از نیازمندان و تشییع جنازه مؤمنین وعیادت از بیماران و رعایت ادب و آداب و سنن دینى , كمال مواظبت را داشت .

میخواست سنتهاى جدش رسول الله ( ص ) را عملا در بین مردم زنده كند و مكارم اخلاقى را به مردم تعلیم نماید .

در روزهاى گرم براى رسیدگى به مزارع و نخلستانها بیرون میرفت , و باكارگران و كشاورزان بیل میزد و زمین را براى كشت آماده میساخت .

آنچه ازمحصول كشاورزى - كه با عرق جبین و كد یمین - به دست میآورد در راه خدا انفاق میفرمود .

بامداد كه براى اداى نماز به مسجد جدش رسول الله ( ص ) میرفت , پس از گزاردن فریضه , مردم گرداگردش جمع میشدند و از انوار دانش و فضیلت اوبهرهمند میگشتند .

مدت بیست سال معاویه در شام و كارگزارانش در مرزهاى دیگر اسلامى درواژگون جلوه دادن حقایق اسلامى - با زور و زر و تزویر و اجیر كردن عالمان خودفروخته - كوشش بسیار كردند .

ناچار حضرت سجاد ( ع ) و فرزند ارجمندش امام محمد باقر ( ع ) پس از واقعه جانگداز كربلا و ستمهاى بیسابقه آل ابوسفیان , كه مردم به حقانیت اهل بیت عصمت ( ع ) توجه كردند , در اصلاح عقاید مردم به ویژه در مسأ له امامت و رهبرى , كه تنها شایسته امام معصوم است , سعى بلیغ كردندو معارف حقه اسلامى را - در جهات مختلف - به مردم تعلیم دادند ; تا كار نشر فقه و احكام اسلام به جایى رسید كه فرزند گرامى آن امام , حضرت امام جعفر صادق ( ع ) دانشگاهى با چهار هزار شاگرد پایهگذارى نمود , و احادیث و تعلیمات اسلامى را در اكناف و اطراف جهان آن روز اسلام انتشار داد .

امام سجاد ( ع )با زبان دعا و مناجات و یادآورى از مظالم اموى و امر به معروف و نهى از منكرو امام باقر ( ع ) با تشكیل حلقههاى درس , زمینه این امر مهم را فراهم نمود ومسائل لازم دینى را براى مردم روشن فرمود .

رسول اكرم اسلام ( ص ) در پرتو چشم واقع بین و با روشن بینى وحى الهى وظایفى را كه فرزندان و اهل بیت گرامیاش در آینده انجام خواهند داد و نقشى را كه در شناخت و شناساندن معارف حقه به عهده خواهند داشت , ضمن احادیثى كه از آن حضرت روایت شده , تعیین فرموده است .

چنان كه در این حدیث آمده است : روزى جابر بن عبدالله انصارى كه در آخر عمر دو چشم جهان بینش تاریك شده بود به محضر حضرت سجاد ( ع ) شرفیاب شد .

صداى كودكى را شنید , پرسید كیستى ؟ گفت من محمد بن على بن الحسینم , جابر گفت : نزدیك بیا , سپس دست او راگرفت و بوسید و عرض كرد : روزى خدمت جدت رسول خدا ( ص ) بودم .

فرمود : شاید زنده بمانى و محمدبن على بن الحسین كه یكى از اولاد من است ملاقات كنى .سلام من را به او برسان و بگو : خدا به تو نور حكمت دهد .علم و دین را نشر بده .

امام پنجم هم به امر جدش قیام كرد و در تمام مدت عمر به نشر علم و معارف دینى و تعلیم حقایق قرآنى و احادیث نبوى ( ص ) پرداخت .

این جابر بن عبدالله انصارى همان كسى است كه در نخستین سال بعد از شهادت حضرت امام حسین ( ع ) به همراهى عطیه كه مانند جابر از بزرگان و عالمان باتقوا و از مفسران بود , در اربعین حسینى به كربلا آمد و غسل كرد , و در حالى كه عطیه دستش را گرفته بود در كنار قبر مطهر حضرت سیدالشهداء آمد و زیارت آن سرور شهیدان را انجام داد .

بارى , امام باقر علیه السلام منبع انوار حكمت و معدن احكام الهى بود .

نام نامى آن حضرت با دهها و صدها حدیث و روایت وكلمات قصار و اندرزهایى همراه است , كه به ویژه در 19 سال امامت براى ارشاد مستعدان و دانش اندوزان و شاگردان شایسته خود بیان فرموده است .

بنا به روایاتى كه نقل شده است , در هیچ مكتب و محضرى دانشمندان خاضعتر و خاشعتر ازمحضر محمد بن على ( ع ) نبودهاند .

در زمان امیرالمؤمنین على ( ع ) گوئیا , مقام علم و ارزش دانش هنوز -چنان كه باید - بر مردم روشن نبود , گویا مسلمانان هنوز قدم از تنگناى حیات مادى بیرون ننهاده و از زلال دانش علوى جامى ننوشیده بودند , و در كنار دریاى بیكران وجود على ( ع ) تشنه لب بودند و جز عدهاى معدود قدر چونان گوهرى رانمیدانستند .

بی جهت نبود كه مولاى متقیان بارها میفرمود : سلونى قبل از تفقدونى پیش از آنكه من را از دست بدهید از من بپرسید .

و بارها میگفت : من به راههاى آسمان از راههاى زمین آشناترم .

ولى كو آن گوهرشناسى كه قدر گوهر وجودعلى را بداند ؟ اما به تدریج , به ویژه در زمان امام محمد باقر ( ع ) مردم كم كم لذت علوم اهل بیت و معارف اسلامى را درك میكردند , و مانند تشنه لبى كه سالها از لذات آب گوارا محروم مانده و یا قدر آن را ندانسته باشد , زلال گواراى دانش امام باقر ( ع ) را دریافتند و تسلیم مقام علمى امام ( ع ) شدند , و به قول یكى از مورخان : مسلمانان در این هنگام از میدان جنگ و لشكر كشى متوجه فتح دروازههاى علم و فرهنگ شدند .

امام باقر ( ع ) نیز چون زمینه قیام بالسیف ( قیام مسلحانه ) در آن زمان - به علت خفقان فراوان و كمبودحماسه آفرینان - فراهم نبود , از این رو , نشر معارف اسلام و فعالیت علمى راو هم مبارزه عقیدتى و معنوى با سازمان حكومت اموى را , از این طریق مناسبترمیدید , و چون حقوق اسلام هنوز یك دوره كامل و مفصل تدریس نشده بود , به فعالیتهاى ثمر بخش علمى در این زمینه پرداخت .

اما بدین خاطر كه نفس شخصیت امام و سیر تعلیمات او - در ابعاد و مرزهاى مختلف - بر ضرر حكومت بود , مورد اذیت و ایذاء دستگاه قرار میگرفت .

در عین حال امام هیچگاه از اهمیت تكلیفى شورش ( علیه دستگاه ) غافل نبود , و از راه دیگرى نیز آن را دامن میزد : و آن راه , تجلیل و تأ یید برادر شورشیاش زید بن على بن الحسین بود .

روایاتى در دست است كه وضع امام محمد باقر ( ع ) كه خود - در روزگارش - مرزبان بزرگ فكرى و فرهنگى بوده و نقش مهمى در نشر اخلاق و فلسفه اصیل اسلامى و جهان بینى خاص قرآن , و تنظیم مبانى فقهى و تربیت شاگردانى مانند امام شافعى و تدوین مكتب داشته , موضع انقلابى برادرش زید را نیز تأ ییدمیكرده است چنانكه نقل شده امام محمد باقر ( ع ) میفرمود : خداوندا پشت من را به زید محكم كن .

و نیز نقل شده است كه روزى زید بر امام باقر ( ع ) وارد شد , چون امام ( ع ) زید بن على را دید , این آیه را تلاوت كرد : یا ایها الذین آمنوا كونوا قوامین بالقسط شهداء لله .

یعنى : اى مؤمنان , بر پاى دارندگان عدالت باشید و گواهان , خداى را .

آنگاه فرمود : انت و الله یا زید من اهل ذلك , اى زید , به خدا سوگندتو نمونه عمل به این آیهاى .

میدانیم كه زید برادر امام محمد باقر ( ع ) كه تحت تأ ثیر تعلیمات ائمه ( ع ) براى اقامه عدل و دین قیام كرد .

سرانجام علیه هشام به عبدالملك اموى ,در سال ( 120 یا 122 ) زمان امامت امام جعفر صادق ( ع ) خروج كرد و دستگاه جبار , ناجوانمردانه او را به قتل رساند .

بدن مقدس زید را سالها بر دار كردند و سپس سوزانیدند .

و چنانكه تاریخ مینویسد : گرچه نهضت زید نیز به نتیجهاى نینجامید و قیامهاى دیگرى نیز كه در این دوره به وجود آمد , از جهت ظاهرى به نتایجى نرسید , ولى این قیامها و اقدامها در تاریخ تشیع موجب تحرك و بیدارى و بروز فرهنگ شهادت علیه دستگاه جور به شمار آمده و خون پاك شیعه را درجوشش و غلیان نگهداشته و خط شهادت را تا زمان ما در تاریخ شیعه ادامه داده است .

امام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) گرچه به ظاهر به این قیامها دست نیازیدند , كه زمینه را مساعد نمیدیدند , ولى در هر فرصت و موقعیت به تصحیح نظر جامعه درباره حكومت و تعلیم و نشر اصول اسلام و روشن كردن افكار , كه نوعى دیگر از مبارزه است , دست زدند .

چه در این دوره , حكومت اموى رو به زوال بود و فتنه عباسیان دامنگیر آنان شده بود , از این رو بهترین فرصت براى نشرافكار زنده و تربیت شاگردان و آزادگان و ترسیم خط درست حكومت , پیش آمده بود و در حقیقت مبارزه سیاسى به شكل پایهریزى و تدوین اصول مكتب - كه امرى بسیار ضرورى بود - پیش آمد .

اما چنان كه اشاره شد , دستگاه خلافت آنجا كه پاى مصالح حكومتى پیش میآمدو احساس میكردند امام ( ع ) نقاب از چهره ظالمانه دستگاه برمیگیرد و خط صحیح را در شناخت امام معصوم ( ع ) و امامت كه دنباله خط رسالت و بالاخره حكومت الله است تعلیم میدهد , تكان میخوردند و دست به ایذاء و آزار وشكنجه امام ( ع ) میزدند و گاه به زجر و حبس و تبعید ... براى شناخت این امر , به بیان این واقعه كه در تاریخ یاد شده است میپردازیم : در یكى از سالها كه هشام بن عبدالملك , خلیفه اموى , به حج میآید , جعفر بن محمد , امام صادق , در خدمت پدر خود , امام محمد باقر , نیز به حج میرفتند .

روزى در مكه , حضرت صادق , در مجمع عمومى سخنرانى میكند و در آن سخنرانى تأ كید بر سر مسأ له پیشوایى و امامت و اینكه پیشوایان بر حق و خلیفههاى خدا در زمین ایشانند نه دیگران , و اینكه سعادت اجتماعى و رستگارى در پیروى از ایشان است و بیعت با ایشان و ... نه دیگران .

این سخنان كه در بحبوحه قدرت هشام گفته میشود , آن هم در مكه در موسم حج , طنینى بزرگ مییابد و به گوش هشام میرسد .

هشام در مكه جرأ ت نمیكند و به مصلحت خود نمیبیند كه متعرض آنان شود .

اما چون به دمشق میرسد , مأ مور به مدینه میفرستد و از فرماندارمدینه میخواهد كه امام باقر ( ع ) و فرزندش را به دمشق روانه كرد , و چنین میشود .

حضرت صادق ( ع ) میفرماید : چون وارد دمشق شدیم , روز چهارم ما را به مجلس خود طلبید .

هنگامى كه به مجلس او درآمدیم , هشام بر تخت پادشاهى خویش نشسته و لشكر و سپاهیان خود را در سلاح كامل غرق ساخته بود , و در دو صف دربرابر خود نگاه داشته بود .

نیز دستور داده بود تا آماج خانهاى ( جاهایى كه درآن نشانه براى تیراندازى میگذارند ) در برابر او نصب كرده بودند , و بزرگان اطرافیان او مشغول مسابقه تیراندازى بودند .

هنگامى كه وارد حیاط قصر او شدیم , پدرم در پیش میرفت و من از عقب او میرفتم , چون نزدیك رسیدیم , به پدرم گفته : شما هم همراه اینان تیر بیندازید پدرم گفت : من پیر شدهام .

اكنون این كار از من ساخته نیست اگر من را معاف دارى بهتر است .

هشام قسم یاد كرد : به حق خداوندى كه ما را به دین خود و پیغمبر خود گرامى داشت , تورا معاف نمیدارم .

آنگاه به یكى از بزرگان بنى امیه امر كرد كه تیر و كمان خود را به او ( یعنى امام باقر - ع - ) بده تا او نیز در مسابقه شركت كند .

پدرم كمان را از آن مرد بگرفت و یك تیر نیر بگرفت و در زه گذاشت و به قوت بكشید و بر میان نشانه زد .

سپس تیر دیگر بگرفت و بر فاق تیر اول زد ... تاآنكه نه تیر پیاپى افكند .

هشام از دیدن این چگونگى خشمگین گشت و گفت : نیك تیر انداختى اى ابوجعفر , تو ماهرترین عرب و عجمى در تیراندازى .

چرامیگفتى من بر این كار قادر نیستم ؟ ...

بگو : این تیراندازى را چه كسى به تویاد داده است .

پدرم فرمود : میدانى كه در میان اهل مدینه , این فن شایع است .

من در جوانى چندى تمرین این كار كردهام .

سپس امام صادق ( ع ) اشاره میفرماید كه : هشام از مجموع ماجرا غضبناك گشت و عازم قتل پدرم شد .

در همان محفل هشام بر سر مقام رهبرى و خلافت اسلامى با امام باقر ( ع ) سخن میگوید .

امام باقر درباره رهبرى رهبران بر حق و چگونگى اداره اجتماع اسلامى و اینكه رهبر یك اجتماع اسلامى باید چگونه باشد , سخن میگوید .

اینها همه هشام را - كه فاقد آن صفات بوده است و غاصب آن مقام -بیش از پیش ناراحت میكند .

بعضى نوشتهاند كه : امام باقر را در دمشق به زندان افكند .

و چون به او خبر میدهند كه زندانیان دمشق مرید و معتقد به امام ( ع ) شدهاند , امام را رها میكند و به شتاب روانه مدینه مینماید .

و پیكى سریع , پیش از حركت امام از دمشق , میفرستد تا در آبادیها و شهرهاى سر راه همه جا علیه آنان ( امام باقر و امام صادق ع ) تبلیغ كنند تا بدین گونه ,مردم با آنان تماس نگیرند و تحت تأ ثیر گفتار و رفتارشان واقع نشوند .

با این وصف امام ( ع ) در این سفر , از تماس با مردم - حتى مسیحیان - و روشن كردن آنان غفلت نمیورزد .

جالب توجه و قابل دقت و یادگیرى است كه امام محمد باقر ( ع ) وصیت میكند به فرزندش امام جعفر صادق ( ع ) كه مقدارى از مال او را وقف كند , تاپس از مرگش , تا ده سال در ایام حج و در منى محل اجتماع حاجیها براى سنگ انداختن به شیطان ( رمى جمرات ) و قربانى كردن براى او محفل عزا اقامه كنند .

توجه به موضوع و تعیین مكان , اهمیت بسیار دارد .

به گفته صاحب الغدیر -زنده یاد علامه امینى - این وصیت براى آن است كه اجتماع بزرگ اسلامى , در آن مكان مقدس با پیشواى حق و رهبر دین آشنا شود و راه ارشاد در پیش گیرد , واز دیگران ببرد و به این پیشوایان بپیوندد , و این نهایت حرص بر هدایت مردم است و نجات دادن آنها از چنگال ستم و گمراهى .

شهادت امام باقر ( ع )

حضرت امام محمد باقر ( ع ) 19 سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زین العابدین ( ع ) زندگى كرد و در تمام این مدت به انجام دادن وظایف خطیر امامت , نشر و تبلیغ فرهنگ اسلامى , تعلیم شاگردان , رهبرى اصحاب و مردم , اجرا كردن سنتهاى جد بزرگوارش در میان خلق , متوجه كردن دستگاه غاصب حكومت به خط صحیح رهبرى و راه نمودن به مردم در جهت شناخت رهبر واقعى و امام معصوم , كه تنها خلیفه راستین خدا و رسول ( ص ) در زمین است , پرداخت و لحظهاى از این وظیفه غفلت نفرمود .

سرانجام در هفتم ذیحجه سال 114 هجرى در سن 57 سالگى در مدینه به وسیله هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست .

پیكر مقدسش را در قبرستان بقیع - كنارپدر بزرگوارش - به خاك سپردند .

زنان و فرزندان

فرزندان آن حضرت را هفت نفر نوشتهاند : ابوعبدالله جعفر بن محمد الصادق ( ع ) و عبدالله كه مادرشان ام فروه دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر بود .

ابراهیم و عبیدالله كه از ام حكیم بودند و هر دو در زمان حیات پدر بزرگوارشان وفات كردند .

على و زینب و ام سلمه كه از ام ولد بودند .



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم


سلام، سلام بر خون، سلام بر مهدی و با سلام بر نایب مهدی (ع) امام خمینی وصیت نامه ام را با قلبی سرشار از عشق و محبت به الهی که نصیبم شده است آغاز می کنم .
ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمه انک انت الوهاب.
بار پروردگارا ما را به باطل میل مده، پس از آنکه به حق هدایت فرمودی، به ما از الطاف خویش رحمت عطا فرما همانا تویی بخشنده بی عوض و منت.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

وصیت‌نامه شهید جواد جلیلی

بسم‌الله‌الرحمن الرحیم

درود خداوند متعال بر تو باد ای رهبر عالی قدر و بزرگوار سلام شهیدان ایران ...حسین جان!

جوانان ما در جبهه‌ها به یاد تو سینه‌های خود را جلوی گلوله‌های سبك و سنگین قرارمی دهند و جان خود را می‌دهند پروردگارا من می‌دانم تو ما را خلق كردی و تو به ما جان داده‌ای....خداوندا مرا یاری كن اگر تو یاری نكنی یاوری جز تو ندارم و ای مردم مسلمان این خون پاك شهیدان است كه پیچ و خم قلاب را صاف و هموار می‌كند كه شاید با ریخته شدن این خونهای پاك كسانی كه در نادانی هستند بهراه الله نماینده شوند.

از شما مردم مسلمان و دوستان و آشنایان تقاضا می‌كنم كه با انقلاب به حالت سستی برخورد نكنید انقلاب هدف بزرگی را دنبال كرده است و از شما می‌خواهم كه جلوگیری از فرزندان خود نكرده و بگذارید راهی راه می‌خواهند بروند و اگر كسی مانع از رفتن فرزندش به جبهه‌های جنگ شود به خدا قسم مسئول است.....

خدایا تو را شكر می‌كنم كه به من قدرت تشخیص حق از باطل را دادی و خدایا تو را شكر می‌كنم كه رهبرم را شناساندی كه به من چنین پدر و مادری دادی خدایا تو را شكر می‌كنم كه مرا در نادانی نمیراندی مادر عزیزم می‌دانم كه شما را اذیت كردم و برای شما نتوانستم فرزند خوبی باشم....

بعد از مردن من حجله‌ای برای من مگذارید چون درنزد خدا هیچ ارزشی ندارد گل بر سر قبرم نیاورید چون این گلها بعد از 2 یا 3 روز پلاسیده می‌شوند مرا در بهشت‌زهرا (س) دفن كنید.

والسلام علیكم و رحمه الله و بركاته


58/4/1361 جواد جلیلی



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

خوش دارم هیچ‏کس مرا نشناسد

هیچ‏کس از غم‏ها و دردهایم آگاهی نداشته باشد،

هیچ‏کس از راز و نیازهای شبانه‏‌ام نفهمد

هیچ‏کس اشک‏های سوزانم را در نیمه‏‌های شب نبیند

هیچ‏کس به من محبت نکند

هیچ‏کس به من توجه نکند

جز خدا کسی را نداشته باشم

جز خدا با کسی راز و نیاز نکنم

جز خدا انیسی نداشته باشم

جز خدا به کسی پناه نبرم



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه چهاردهم مهرماه سال 1392


باید بدانیم كه سه چیز انسان را بهشتی و جهنمی‌ می‌كند:

1- تفكر

2- سكوت

3- كلام

هر نگاهی نیست در او سودی، و هر كلامی‌ كم نیست در آن یاد خداوند، پس او تقوی است،

و سكوتی كه در آن فكر نباشد پس غفلت است، پس خوشا به سعادت كسی كه نظر او

عبرت است و در سكوتش فكر كردن باشد و حرف زدنش ذكر خدا باشد، گریه كند بر خطایش

و مردم از او در امان باشند. (بابت چشم و زبان و ...) و باید بدانیم آنچه امروز ممكن است

خدای ناكرده به انقلاب اسلامی‌ ما ضربه بزند فقط هواپرستی‌ها و خودخواهی‌ها و بی

عدالتی‌ها خواهد بود. بكوشید همه تابع حق باشید و از تفرقه‌اندازی‌ها دوری كنید و باید

سعی نماییم تا تمامی‌ خواسته‌هایمان را بر خواسته‌های خداوند تبارك و تعالی منطبق

گردانیم و همیشه توكل به خداوند و توسل به ائمه (ع) كه امكان‌پذیر می‌باشد، داشته

باشیم.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه چهاردهم مهرماه سال 1392


شهید همت: از طرف من به جوانان بگویید چشم شهیدان و تبلور خونشان به شما دوخته است بپا خیزید و اسلام خود را دریابید.

انسان یک تذکر در هر 4 ساعت به خودش بدهد، بد نیست.

بهترین موقع بعد از پایان نماز، وقتی سر به سجده می گذارید، مروری بر اعمال از صبح تا شب خود بیندازد، آیا کارمان برای رضای خدا بود.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

خدایا عملی ندارم که بخواهم به آن ببالم، جز معصیت چیزی ندارم و ... اگر تو کمک نمی کردی و تو یاریم نمی کردی، به اینجا نمی آمدم و اگر تو ستارالعیوبی را برمی داشتی، می دانم که هیچ کدام از مردم پیش من نمی آمدند.
-



متن زیر، دستنوشته شهید پلارک است که در پایین آن، تصویر قبر ایشان نیز گذارده شده است.

روحمان با یادش شاد
 

 
بسم ا... الرحمن الرحیم
 
ستایش خدای را که ما را به دین خود هدایت نمود و اگر ما را هدایت نمی کرد، ما هدایت نمی شدیم السلام علیک یا ثارالله، ای چراغ هدایت و کشتی نجات، ای رهبر آزادگان، ای آموزگار شهادت بر حران، ای که زنده کردی اسلام را با خونت و با خون انصار و اصحاب باوفایت، ای که اسلام را تا ابد پایدار و بیمه کردید. (یا حسین دخیلم) آقا جانم وقتی که ما به جبهه می رویم، به این نیت می رویم که انتقام آن سیلی که آن نامردان بر روی مادر شیعیان زده، برای انتقام آن بازوی ورم کرده، میرویم برای گرفتن انتقام آن سینه سوراخ شده می رویم. سخت است شنیدن این مصیبت ها. خدایا به ما نیرویی و توانی عنایت کن تا بتوانیم برای یاری دینت به کار ببندیم. خدایا به ما توفیق اطاعت و فرمانبرداری به این رهبر و انقلاب عنایت بفرما. خدایا توفیق شناخت خودت آن طور که شهدا شناختند به ما عطا فرما و شهدا را از ما راضی بفرما و ما را به آنها ملحق بفرما.

خدایا عملی ندارم که بخواهم به آن ببالم، جز معصیت چیزی ندارم و ... اگر تو کمک نمی کردی و تو یاریم نمی کردی، به اینجا نمی آمدم و اگر تو ستارالعیوبی را برمی داشتی، می دانم که هیچ کدام از مردم پیش من نمی آمدند، هیچ بلکه از من فرار می کردند، حتی پدر و مادرم. خدایا به کرمت و مهربانیت ببخش آن گناهانی که مانع از رسیدن بنده به تو می شود. الهی العفو...

بر روی قبرم فقط و فقط بنویسید «امام دوستت دارم و التماس دعا دارم» که می دانم بر سر قبرم می آید.

ظهر عاشورا 24 /6/ 1365
سید احمد پلارک


تصویر مزار شهید پلارک


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه یازدهم مهرماه سال 1392
خدایا من گناهکار راببخش
من خیلی انسان گناهکاری هستم
توبه ام رابپذیر



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه یازدهم مهرماه سال 1392
[]

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه یازدهم مهرماه سال 1392
گالری صوتی صلوات

Sounds of Salavaat

جهت ذخیره بروی فایل دلخواه کلیک راست نموده و گزینه Save Target As را انتخاب نمایید

For Saving files just right click on your favorites then click "Save Target As"

صلوات شماره 1

ملاباصم کربلایی

صلوات شماره 2

جمع خوانی صلوات

صلوات شماره 3   جدید

 صلوات گروه طوبی

صلوات شماره 4

تواشیح زیبا

صلوات شماره 5

تواشیح زیبا

صلوات شماره 6

تواشیح زیبا

صلوات شماره 7

تواشیح زیبا

صلوات شماره 8

تواشیح زیبا

صلوات شماره 9

تواشیح زیبا

صلوات شماره10

تواشیح زیبا

صلوات شماره11

تواشیح زیبا

صلوات شماره12

تواشیح زیبا

صلوات شماره13

تواشیح زیبا

صلوات شماره14

تواشیح زیبا

صلوات شماره15

تواشیح زیبا

صلوات شماره16

تواشیح زیبا

صلوات شماره17

تواشیح زیبا

صلوات شماره18

تواشیح زیبا

صلوات شماره19

تواشیح زیبا

صلوات شماره20

تواشیح زیبا

صلوات شماره21

تواشیح زیبا

صلوات شماره22

تواشیح زیبا

صلوات شماره23

تواشیح زیبا

صلوات شماره24

تواشیح زیبا

صلوات شماره25

تواشیح زیبا

Salavaat.com Sounds Archives


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه یازدهم مهرماه سال 1392

ادعیه دیگر:

ردیف

توضیحات

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 مناجات توبه امام سجاد (ع)
(مناجات 31 صحیفه سجادیه) - حاج رضا بکایی
13,569 0:57:52
2 اللهم هذا شهر رمضان 3,946 0:29:52
3 اللهم الرزقنی حج بیتک الحرام 293 0:02:11
4 یا علی و یا عظیم ... 750 0:02:32
5 اللهم ادخل علی اهل القبور السرور 794 0:02:41
6 مناجات منظومه - حاج مهدی سماواتی - 1 4,547 0:15:21
7 مناجات منظومه - حاج مهدی سماواتی - 2 5,171 0:17:38
8 دعای بعد از زیارات امام رضا- فرهمند 4,747 0:20:14
9 دعای نور- فرهمند 377 0:01:36
10 دعای عید غدیر- فرهمند 5,216 0:22:14
11 دعای روز مباهله- فرهمند 4,479 0:19:06
12 دعای سریع الاجابه- فرهمند 672 0:02:51
13 آیت الکرسی- فرهمند 522 0:02:13
14 اَللّهُمَّ عَرّفنی نَفسَک- فرهمند 247 0:01:02
15 اَللّهُمَّ عن صنمی قریش- فرهمند 5,969 0:10:11
16 اللهم اصلح عبدک و خلیفتک- فرهمند 433 0:01:50
17 مناجات با خدا- فرهمند 771 0:03:17
18 دعای عظم البلاء - فرهمند 1,263 0:03:34
19 استغاثه به امام زمان - فرهمند 2,095 0:05:56
20 دعای تربت امام حسین (ع) 1,423 0:03:01


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه یازدهم مهرماه سال 1392
ادعیه (به تفکیک نام دعا)
بازگشت به صفحه اصلی ادعیه و زیارات

دعای کمیل بن زیاد (علیه الرحمة)

ردیف

توضیحات

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 حاج رضا بکایی 12,797 0:54:34
2 نزار القطری 5,734 0:24:26
3 کافی 6,988 0:29:48
4 حاج مهدی منصوری 10,680 1:00:14
5 عباس صالحی 7,762 0:43:52
6 انصاریان - قسمت اول 4,065 0:22:49
7 انصاریان - قسمت دوم 6,951 0:39:31
8 هاشمی نژاد - قسمت اول 4,387 0:24:39
9 هاشمی نژاد - قسمت دوم 5,310 0:30:11
10 عبدالرضا هلالی 2,832 0:15:49
11 حاج رضا نبوی - قسمت اول 5,354 0:30:09
12 حاج رضا نبوی - قسمت دوم 5,445 0:30:57
13 حاج منصور ارضی (رمضان86 قسمت اول) 2,674 0:18:19
14 حاج منصور ارضی (رمضان86 قسمت دوم) 2,618 0:17:56
15 حاج محمود کریمی (رمضان86 قسمت اول) 2,910 0:19:57
16 حاج محمود کریمی (رمضان86 قسمت دوم) 3,004 0:20:35
17 حاج محمود کریمی (رمضان86 قسمت سوم) 2,717 0:18:37
18 حاج محمد رضا طاهری (رمضان86 قسمت اول) 3,243 0:22:14
19 حاج محمد رضا طاهری (رمضان86 قسمت دوم) 3,981 0:27:18
20 حاج محمد رضا طاهری (رمضان86 قسمت سوم) 1,223 0:06:57
21 دعای کمیل 1,812 0:29:22
22 حاج مهدی سماواتی 1,386 0:34:36
23 شیخ باقر مقدسی 1,237 0:20:01
24 حاج محمد رضا غلامرضازاده 8,793 0:29:59

دعای توسل

ردیف

توضیحات

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 باسم کربلایی 3,998 0:22:43
2 رستگار 10,575 1:00:09
3 عبدالرضا هلالی 5,420 0:30:32
4 حاج مهدی منصوری 4,968 0:27:58
5 سید مهدی میرداماد 5,038 0:28:22
6 حاج مهدی سلحشور 6,808 0:38:26
7 سازگار 4,909 0:27:35
8 حاج حسین سازور 7,960 0:44:59
9 حاج مهدی سماواتی - قسمت اول 5,568 0:18:50
10 حاج مهدی سماواتی - قسمت دوم 5,564 0:18:58
11 حاج صادق آهنگران 1,370 0:22:12
12 سید ولید المزیدی 1,128 0:18:15
13 فرهمند 3,696 0:15:46


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه یازدهم مهرماه سال 1392
نظرات ()
پنجشنبه یازدهم مهرماه سال 1392


فضیلت دعای جبرئیل (ع)
در کتاب مصباح الکفعی و بحارالانوار از حضرت علی علیه السلام روایت شده که فرمود:رسول خدا فرمودند:پشت مقام ابراهیم در حال نماز بودم که جبرئیل به من گفت:ای محمد می بینم که نسبت به امّت خود حریص هستی در حالی که خداوند نسبت به بندگان خود مهربان است.سپس پیامبر خطاب به جبرئیل فرمود:ای برادرم،تو دوست من و دوست امّت منی؛دعایی مرا یاد بده که امّت من،پس از من،مرا یاد کنند.پس جبرئیل گفت:سفارش می کنم تو را به امت خود امر کنی تا سه روز در ایام بیض(روز سیزدهم،چهاردهم،پانزدهم)هر ماه روزه بگیرند و این دعای شریف را بخوانند.براستی که حاملان عرش ،عرش را به برکت این دعا حمل می کنند و به برکت این دعا آنان به روی زمین می آیند و به آسمان می روند.واین دعایی است که بر روی درها،اتاقها،دیوارها و منازل بهشت نوشته شده،و با این دعا درهای بهشت گشوده می شوند و مردم در روز قیامت با این دعا محشور می شوند.وهرکس از امت تو این دعا را بخواند خداوند عذاب قبر را از وی برمی دارد و وی را از بزرگترین ترسها،و آفات دنیا و آخرت،به خاطر این دعا حفظ می کند و او را از عذاب آتش می رهاند.
سپس رسول خدا (ص) در مورد ثواب این دعا پرسیدند؛جبرئیل عرض کرد:ای محمد،چیزی از من پرسیدی که قادر به توصیف آن نیستم و قدر آن را کسی به جز خدا نمی داند.ای محمد اگر همه درختان دنیا قلم،دریاها مرکب،و همه خلائق از انس و جن نویسنده ی آن باشند،قادر نخواهند بود ثواب این دعا را بنویسند.
و هر بنده ای که این دعا را بخواند و آزادیش را از خدا بخواهد خداوند بزرگ او را آزاد می کند.و هیچ طالب حاجتی آنرا نمی خواند مگر اینکه خداوند،حاجت او را در دنیا و آخرت برآورده می سازد او را از مرگ ناگهانی و هول و ترس قبر حفظ می کند و از فقر دنیا نگه می دارد.وحق شفاعت را در روز حساب،به وی اعطا می کند در حالی که صورتش خندان باشد و به برکت این دعا او را در وادی السلام داخل می کند و در اتاقهای بهشتی سکونت می دهد و وی را از لباسهای بهشتی که تا به حال کسی نپوشیده ،می پوشاند.
وهر کس روزه بگیرد و این دعا را بخواند خداوند مثل ثواب جبرئیل،میکائیل،اسرافیل،عزرائیل،ابراهیم خلیل،موسی کلیم،عیسی و محمد (صلوات الله علیهم) را برایش می نویسد.
رسول خدا(ص) فرمودند: همانا من از کثرت فضائل این دعا که جبرئیل علیه السلام ذکر کرد تعجب کردم.
سپس جبرئیل عرض کرد:ای محمد هر کس از امت تو این دعا را یک بار در عمرش بخواند خداوند او را با صورتی مثل ماه شب چهارده،محشور می کند.و مردم سوال می کنند:آیا این شخص پیامبر است؟ ملائکه جواب می دهند او نه پیامبر است و نه فرشته بلکه او بنده ای از بندگان خداوند متعال و از فرزندان آدم است که در عمرش یکبار این دعا را خوانده بود و خداوند به او این کرامت ونورانیت چهره را اعطا کرده است.و هرکس از مردان و زنان این دعا را بخواند من ضامن اویم،همانا خداوند متعال او را عذاب نمی کند و اگر چه گناهانش از کف آب دریاها،قطره های باران،برگهای درختان و تعداد خلائق اهل جهنم و بهشت بیشتر باشد. و خداوند دستور می دهد برایش ثواب حجّ نیکو و عمره مقبوله را بنویسند.
و هر کس گرسنه یا تشنه باشد و چیزی را برای خوردن و آشامیدن پیدا نکند و یا بیمار باشد و این دعا را بخواند،خداوند عزوجل از مشکلات او گره می گشاید و او را اطعام داده ،از آب سیر کرده و حوائج دنیا و آخرت او را برطرف می کند.
و هرکس مالش دزدیده و یا کسی از او فرار کرده باشد اگر وضو بگیرد،دو یا چهار رکعت نماز بخواند و در هر رکعت یکبار سوره حمد و دو مرتبه سوره ی اخلاص بخواند و پس از اتمام سلام نماز،این دعا را بخواند سپس قرآن را بین دو دستش گرفته و یا زیر سرش قرار دهد خداوند متعال تمام مشرق و مغرب را جمع می کند تا مال او را به برکت این دعا برمی گرداند.و اگر از دشمن می ترسد،این دعا را برای خود بخواند،خداوند او را در حرز محرّز شده قرار می دهد تا هیچ دشمنی بر وی دست نیابد.
و هر بنده ای این دعا را بخواند خداوند هر قرض و دینی که بر گردن او باشد،عطا می کند.وصاحب قرض بر او آسان می گیرد.
و هر کس این دعا را بر مریضی بخواند به برکتش خداوند،مریض را شفا می دهد.

و ای محمد تعجب مکن از فضائل این دعا که برای شما ذکر کردم زیرا اسم اعظم در این دعا وجود دارد.
و زمانی که قاری،این دعا را بخواند و ملائکه و جنّ و انس آن را بشنوند،خواننده آن را دعا می کنند و خداوند دعای آنها را در حق قاری قبول می کند و همه ی اینها برکت است.
و هرکس به خدا و رسولش و این دعا ایمان بیاورد دعایش مستجاب می شود مگر آنکه به آنچه که در این دعا آمده ایمان نداشته باشد و خداوند به هر که بخواهد بدون حساب روزی می دهد.و هر کس این دعا را بخواند و یا حفظ کند و یا بنویسد،هیچ یک از مسلمانان به وی بخل نمی ورزند.
سپس رسول خدا (ص)فرمودند:این دعا را در هیچ غزوه ای نمی خواندم مگر اینکه به برکت این دعا بر دشمنانم پیروز می شدم و فرمودند:هرکس این دعا را بخواند نور اولیاء به وی اعطا می شود و هر مشکلی برایش آسان می شود.
(مصباح کفعمی،ص 270/بحارلانوار،ج 92،ص 364)




بسم الله الرحمن الرحیم
سُبْحانَ اللهِ الْعَظِیمِ وَ بِحَمْدِهِ سُبْحَانَهُ مِنْ إلَهٍ مَا أقْدَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِن قَدِیرٍ مَا أعْظَمَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ عَظِیمٍ مَا أجَلَّهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ جَلِیلٍ مَا أمْجَدَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مَاجِدٍ مَا أرْأفَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ رَءُوفٍ مَا أعَزَّهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ عَزیزٍ مَا أکْبَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ کَبِیرٍ مَا أقْدَمَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ قَدِیمٍ مَا أعْلَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ عَالٍ مَا أسْنَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ سَنِیٍّ مَا أبْهَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ بَهیٍّ مَا أنْوَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مُنیر مَا أظْهَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ ظَاهِرٍ مَا أخْفَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ خَفِیٍّ مَا أعْلَمَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ عَلِیمٍ مَا أخْبَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ خَبِیرٍ مَا أکْرَمَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ کَریمٍ مَا ألْطَفَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ لَطِیفٍ مَا أحْفَظَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ حَفِیظٍ مَا أمْلَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مَلِیٍّ مَا أهْدَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ هادٍ مَا أصْدَقَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ صَادِقٍ مَا أحْمَدَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ حَمِیدٍ مَا أذْکَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ ذَاکِرٍ مَا أشْکَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ شَکُورٍ مَا أوْفَاوُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ وَفِیٍّ مَا أغْنَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ غَنِیٍّ مَا أعْطَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مُعْطٍ مَا أوْسَعَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ وَاسِعٍ مَا أجْوَدَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ جَوَادٍ مَا أفْضَلَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مُفْضِلٍ مَا أنْعَمَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مُنْعِمٍ مَا أشَدَّهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ شَدِیدٍ مَا أقْوَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ قَویٍّ مَا أحْکَمَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ حَکِیمٍ مَا أبْطَشَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ بَاَطَشٍ مَا أقْوَمَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ قَیُّومٍ مَا أحْمَدَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ حَمِیدٍ مَا أدْوَمَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ دَائِمٍ مَا أبْقَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ بَاقٍ مَا أفْرَدَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ فَرْدٍ مَا أوْحَدَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ وَاحِدٍ مَا أصْمَدَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ صَمَدٍ مَا أمْلَکَهُ وَسُبْحَانَهُ مِنْ مَالِکٍ مَا أوْلَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ وَلِیٍّ مَا أعْظَمَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ عَظِیمٍ مَا أکْمَلَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ کَامِلٍ مَا أتَمَّهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ تَامٍّ مَا أعْجَبَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ عَجیبٍ مَا أفْخَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ فَاخِرٍ مَا أبْعَدَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ بَعِیدٍ مَا أقْرَبَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ قَریبٍ مَا أمْنَعَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مَانِعٍ مَا أغْلَبَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ غَالِبٍ مَا أعْفَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ عَفُوٍّ مَا أحْسَنَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مُحْسِنٍ مَا أجْمَلَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ جَمِیلٍ مَا أقْبَلَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ قَابِلٍ مَا أشْکَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ شَکُورٍ مَا أغْفَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ غَفُورٍ مَا أکْبَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ کَبیرٍ مَا أجْبَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ جَبَّارٍ مَا أدْیَنَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ دَیَّانٍ مَا أقْضَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ قَاضٍ مَا أمْضَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مَاضٍ مَا أنْفَذَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ نَافِذٍ مَا أرْحَمَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ رَحِیمٍ مَا أخْلَقَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ خَالِقٍ مَا أقْهَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ قَاهِرٍ مَا أمْلَکَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مَلِکٍ مَا أقْدَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ قَادِرٍ مَا أرْفَعَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ رَفِیعٍ مَا أشْرَفَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ شَریفٍ مَا أرْزَقَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ رَازِقٍ مَا أقْبَضَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ قَابِضٍ مَا أبْدَأهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ بَادٍ مَا أقْدَسَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ قُدُّوسٍ مَا أطْهَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ طَاهِرٍ مَا أزْکَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ زَکِیٍّ مَا أبْقَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ بَاقٍ مَا أعْوَدَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ عَوَّادٍ مَا أفْطَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ فَاطِرٍ مَا أوْهَبَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ وَهَّابٍ مَا أتْوَبَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ تَوَّابٍ مَا أسْخَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ سَخِیٍّ مَا أبْصَرَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ بَصِیرٍ مَا أسْلَمَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ سَلَامٍ مَا أشْفَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ شَافٍ مَا أنْجَاهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مُنْجٍ مَا أبَرَّهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ بَارًّ مَا أطْلَبَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ طَالِبٍ مَا أدْرَکَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مُدْرِکٍ مَا أشَدَّهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ شَدِیدٍ مَا أعْطَفَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مُتَعَطِّفٍ مَا أعْدَلَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ عَادِلٍ مَا أتْقَنَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ مُتْقِنٍ مَا أحْکَمَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ حَکِیمٍ مَا أکْفَلَهُ وَ سُبْحَانَهُ مِنْ کَفِیل مَا أشْهَدَهُ وَ سُبْحَانَهُ وَ هُوَ اللهُ الْعَظِیمُ وَ بِحَمْدِهِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إلَهَ إلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أکْبَرُ وَ لِلَّهِ الْحَمْدُ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إلَّاَ بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ دَافِعِ کُلِّ بَلِیَّةٍ وَ هُوَ حَسْبِی وَ نِعْمَ الْوَکِیل.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی